پارت صد و دوازده :

رابطه‌ی پنهانی افشین و پریسان هرگز در باورش نمی‌گنجید و سؤال‌های بی‌جواب، به افکارش رنگ شیطانی پاشیده بود. با این حال تا زمانی که به خانه برسد بارها به خودش نهیب زد که تا حقیقت برایش روشن نشده، خشمش را مهار کند.
با چشمانی سرخ و ظاهری ناآرام پا به خانه گذاشت. پریسان مثل چند شب گذشته که رابطه‌شان صمیمانه شده بود با آراستگی به استقبالش شتافت. اما محمدحافظ متفاوت از همیشه بود و همه از

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • *****

    5

    سلام خانوم جاری یعنی تاحالا تو صفحه اصلی هرچی اون قلب قرمزو میزدیم الکی بود وامتیاز محسوب نمیشد

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    سلام از بنده ست جانم... اگر سبز بشه ثبت میشه عزیزم. اما تو اپلیکیشن فقط یکبار امکان لایک هست، تو سایت بسته به آپدیتها بیشتر امکان پذیره...

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    2

    باید چطوری وارد سایت شیم

    ۱۲ ماه پیش
  • sky

    2

    گلگیتون کاملا بجاست و اهمیت شما در قبال رمان و مخاطبتون قابل تقدیره!🌹 یه سوال... اون قلب اول رمان رو هربار باید بزنیم یا کلا یباره؟؟ کجا باید لایک کنیم؟؟

    ۱۲ ماه پیش
  • sky

    2

    یه سوال دیگه😅 اینکه نظرات رو لایک کنیم هم امتیاز برای رمان و نویسنده حساب میشه؟؟

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    لایک یا دیس‌‌لایک نظرات به رتبه‌ی رمان کمکی نمیکنه اما محبت و توجه شما رو نشون میده💗🌷

    ۱۲ ماه پیش
  • sky

    1

    از دم همه نظراتم دیگه لایک میکنم😂

    ۱۲ ماه پیش
  • sky

    2

    تو۲۴ ساعت گذشته،،رمان با رد کردن ۱۰k، محبوبترین رمان شد👏👏👏

    ۱۲ ماه پیش
  • پری

    7

    مریم دردودلت راخوندم وخیلی ناراحت شدم از کم لطفیه خواننده ها و همچنین از تموم شدن رمانت.تو واقعا مهربونی و این حقت نیست که بعضیا رایگان دارن زحماتتا میخونن و یه تشکرخشک و خالی هم نمیکنن. و اینکه میگی رمان را لایک کنیم ازکجابایدلایک کرد؟من بلدنیستم ولی کامنت همیشه برات گذاشتم وشماهم همیشه پاسخ دادی

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    1

    صفحه اصلی رمانو باز کن کنار عکس رمان یه قلب سفید هست اونو بزن عزیز دلم

    ۱۲ ماه پیش
  • sky

    1

    خسته نباشی عزیزم 🌹 منتظر پارت بعدی میمونیم..

    ۱۲ ماه پیش
  • تارا

    1

    شکوه جانم سپاس از لطفت ... ببخشید هم جنبه شوخی بود هم خاستم نقطه منفی شو گفتم بدونم😊ولی دیگه گوشی ازدستت نیفته ها😉خوشحالم اینجا با شما دوستان آشناشدم

    ۱۲ ماه پیش
  • الهه

    3

    سلام مریم خانم عزیز من هم همیشه نظرات دوستان را که با هاشون هم نظرم لایک می کنم و اون قلب قرمز صفحه اصلی appدنیای رمان را می زنم . ان شا ءا... حق شما ضایع نشه هرگز🌹🌹🌹😘

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    عزیز بانو جان... محبت داری🌷🍀💗

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطی

    6

    خیلی مشتاقم برای ادامش قلمت ماندگار مریم عزیزم

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    سپاس از حضورتون فاطی جانم🌷🌸

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم

    4

    دستت گل مریم گلی خیلی زیاد عالی بود راستی دقت کردی به اکثر مریم ها میگن مریم گلی ☺️ انقدر به من گفتن مریم گلی دیگه تو خونه همه گلی صدام میکنن😂

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    حالا من عادت ندارم این مدلی بگم اما خیلی گلی مریم گلی😅😅😅😅

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم

    1

    فدات بشم من مریم جونم❤️😘

    ۱۲ ماه پیش
  • ملیس

    7

    افرین بر نویسنده عزیز برای انتخاب اهنگ زیبایی که گذاشتید خیلی ممنون بابت پارتهای عالی واقعا تو ایران زندگی کردن همینه فقط قضاوت بدون هیچ دلیلی🥺🥺

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ممنونم از محبت شما. به مهر بخونید🍀💗🌷

    ۱۲ ماه پیش
  • *****

    8

    وای پری یکم زرنگ باش دختر اخه چرااینقدر شل و وارفته ای بخدا من یه خاله دارم هرجا گیر کنه اولین کارش اینه که گوشیشو رو صدا ظبط کن میزاره خلاصه آتو دست کسی نمیده😝😝😥😥😥😥

    ۱۲ ماه پیش
  • آمنه

    8

    خوش به حال همچین زنهایی که بلدن حقشون رو بگیرن واقعا هم چنین زنانی بیشتر موفق هستن خواهرزاده شوهرم سنش از من کم هست اما همچین کاری با خانواده شوهرش کرد زمانی خودش حرف می زد ضبط نمی کنه و همه حق رو به اون دادن

    ۱۲ ماه پیش
  • *****

    8

    عزیزم ❤️❤️از ته قلبم برای همه خوشی وخوشبختی آرزو میکنم نه تنها این رمان عالی بلکه باعث شده تاباعزیزانی مثل شما ولو کوتاه و پیامی هم صحبت بشیم ❤️❤️❤️❤️

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    عزیزی بانو 🌸🌷🙏

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    عجب خاله‌ی زرنگی😅😅😅

    ۱۲ ماه پیش
  • پری

    9

    ممنون مریم جان مثل همیشه عالی بود.بنطر من پریسان باید با ... همون موقع تماس میگرفت و همه چیامیگفت. من عقیده دارم زن باید همه چیزشا به شوهرش بگه.که اگه یه وقت یه اتفاقی مثل الان افتاد باد به گوش شوهر نرسونه و به ضرر زن تموم بشه

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله موافقم. افسوس که میخواست همه چیز از چشم و گوش همسرش دور بمونه 🥺🥺

    ۱۲ ماه پیش
  • اسرا

    5

    عجب آهنگی گذاشتی💋🙏

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    خوشحالم دوستش داشتید 🌷🍀

    ۱۲ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️