پارت چهل و ششم :

بیست و نهم اسفند، چند ساعت قبل از تحویل سال...
افشین طبق قولی که به پریسان داده بود راهی گرگان شد تا همسرش لحظه‌ی نو شدن سال کنار پدرش باشد. پریسان برای دیدن خانواده‌اش لحظه‌شماری می‌کرد و تمام مسیر گفت و خندید و سر‌به‌سر افشین گذاشت.
داخل کوچه که پیچیدند با کمی فاصله از خانه‌ی پدرش چشمش به تل ماسه‌ای افتاد که روی زمین ریخته شده بود. به دنبال آن هم تیرآهن‌هایی را دید که در زم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ثریا

    1

    کاش یکی این حرف رو به سهند هم میزد

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    سهیلا چندین بار گفته اما کو گوش شنوا😢

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا z

    2

    عالی دارم همچنان لذت میبرم یه دنیا ممنون خانم جاری عزیز بوس به لپت😘🌹🌹🌹

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ممنونم از حضورت دوست نازنین😘🌷

    ۱ سال پیش
  • مریم

    4

    آخی حسین آقای همیشه مهربون چه خوب نکته ای به دخترش گفت افشینم که ماشاالله کم نمیزاره راه و بی راه بوس و بغل 😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • ریحانه

    2

    ماشالله اشتهاش زیاده😅😅😅😅

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    حسین آقا زحمتکش و مهربونه... افشین هم که نگم براتون😅

    ۱ سال پیش
  • رضایی

    3

    مردای زیاده خواه واقعا زنو فرسوده میکنن😓😣طفلک پریسان

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله معمولا همینطوره😓

    ۱ سال پیش
  • مهلا

    2

    نمیدونم پرروبازیای این افشینو کجا دل بذارم🙈🙈😅😅😅خودشو ازهفت دولت آزاد کرده

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    شاید هم هشت دولت😅😅😅

    ۱ سال پیش
  • رضایی

    2

    چقدر دلم براشرمندگی پریسان سوخت کاش آکاهانه تر تصمیم میگرفت. مرسی مریم خانم پارتها همه جوره عالین👏👏👏

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله تاوان سختی داره میده😔🌷🙏

    ۱ سال پیش
  • مهلا

    2

    بمیرم برات دختر.بببین بخاطر چند تا تصمیم اشتباه چقدر حلوی پدرت شرمنده شدی😑😑 مرسی مریم گل خیلی قشنگ بود

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    😔😔😔 بله شرمندگی جلوی خانواده خیلی عذاب آوره😓

    ۱ سال پیش
  • رستا

    2

    بازم مثل همیشه عالی و مشتاق تر ب پارت بعدی ای خدا جونم امشب ۴تا پارت داشته باشیم لطفا

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    شرمنده‌م که جا واسه چهارتا پارت نیست🙈🙈🙈 البته پارت امشب طولانیه و به احترام دوستانی چون شما، شاید یه پارت هدیه هم بذارم.

    ۱ سال پیش
  • طاهره

    2

    سلام ممنون از قلم شیواتون خانم جاری عزیز واقعا رمان های جذابی دارید من هنوز یه وقت هایی. بعضی از قسمت های رمان بی تو به سر نمیشود رو میخونم

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    سلام طاهره خانم عزیز... خوشحالم که شرمنده‌ی نگاهتون نشدم. بنده هم شما رو از همون رمان به یاد دارم.‌ ممنونم💗🌷🌸

    ۱ سال پیش
  • نسترن

    2

    خییلی خوب بود عزیزم.

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    خوش بخونی عزیزم💗🌷

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    2

    به نظر میاد هردو پشیمون شدند نه افشین میتونه تا آخر با تهدید پریسان نگه داشته باشه نه پریسان آدم این مدلی هستشممنون بابت پارت ها😊😊

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ممنونم از نظرتون💗🙏

    ۱ سال پیش
  • فخری

    1

    ممنون مریم بانو عالی بود.دستت طلا ❤🌹

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    سپاس از حمایتتون🥰🙏💗

    ۱ سال پیش
  • تارا

    3

    خانم جاری گل سپاس برای پارت های طولانی و زیبا وهدیه هاتون..اصلا خداوکیلی هرچی مینوسید و میخونم باهاش خیلی جاها همزادپنداری میکنم چون تو روابط خودم خیلی هاش اتفاق افتاده.همین رمان رو دلنشین کرده.

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    تارا جانم، خداروشکر که اینجا هم شرمنده‌ی وقت و نگاهت نشدم. سپاس که همیشه هستی!💗💗💗💗

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    1

    پارتها مانند *** گذشته عالی وبسیار زیبا🌹 ممنون وسپاس فراوان🌷😘

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    از حضور و حمایتتون متشکرم🥰🌷🙏

    ۱ سال پیش
  • فاطیما

    2

    ممنون بابت پارت های هدیه بانو جان عالی بود 💐💐👍👍👍👍

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    خوش بخونی عزیزم🌷🌷💞💞

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️