سوگند پریسان به قلم مریم جاری
پارت سی :
اردیبهشت به پایانش نزدیک میشد...
پریسان هنوز شغلی نیافته بود و از آنجا که فصل امتحانات را پیشِ رو داشت، ترجیحاً مدتی از جستوجوی کار دست کشیده بود تا به امور درسیاش رسیدگی کند. اما این روزها علاوه بر دغدغهی بیکاری مشغلهی فکری دیگری هم داشت و آن چیزی نبود جز حضور افشین.
افشین از فردای همان روزی که او را دیده بود کاملاً عمدی و محسوس به دنبالش راه افتاده و با صرف کمی وقت، از
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

مریم جاری | نویسنده رمان
بله همینطوره👌👌👌🙏
۱۱ ماه پیشمهی
1چقد این دختر مثه منه 😐 منم یه عالمه موقعیت و اینطوری به باد دادم اصن عصابم خورد شد
۱۲ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ای داد بیداد دختر جان.... مراقب زندگیت باش جانم🩵💜
۱۲ ماه پیشثریا
0اگه دلیلش جواب منفیش رو میگفت شاید اینجوری باعث ناراحتی شون نمیشد میترسم اینم بره ازدواج کنه باز یه دختر دیگه این وسط 😞
۱۲ ماه پیشهستی
4وای ازسرسختی توپریسان ولی خوب بنظرم شایدحق داری ولی کاش شانستم امتحان میکردی
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
اتفاقات پیش رو تعیین کنندهست🌷
۱ سال پیشنسترن
3بابت هدیه ها واقعا دستت درد نکنه نویسنده جون
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
گوارای نگاهت نسترن جان💞🌷🙏
۱ سال پیشاکرم بانو
3خوبه که پریسان اختلاف های خودشون رو در نظر میگیره و بخاطر ثروت نمیخواد پا روی خواسته هاش بذاره،اما کاش زبونش نرمتربود،میتونست بهتربا خواهره صحبت کنه وجواب رد بده،دلیلی برای دل شکستن نیست...به قول بنده خدااخرش زبان سرخ ...
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
حالاحالاها با این زبون سرخ کار داریم🙏
۱ سال پیشترنم
5خوبه ک پریسان دختر عاقلیه و محترمانه ردشون میکنه و همه جوانب رو در نظر میگیره همون کیان بهترین گزینه هس😂
۱ سال پیشمریم
6ولی این همه پولدار چیه سر راه پریسان هرچی از کار شانس نیاورد از خواستگار خوب آورده 🤭😂
۱ سال پیشاکرم بانو
1اره والا،خداشانس بده😂😂😂
۱ سال پیشهیفاء
2دمت گرم پریسان خوبش کردی این خودشیفته رو فقطامیدوارم دلشو بدست نیاره پریسان برای امیرکیانه
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم که هستی هیفای عزیز 💞🌷
۱ سال پیشتارا
2سلام وشبخیر به همه..چقدر خوب که شخصیت پریسان اینجا عاقلانه داره تصمیم میگیره😘.احساس میکنم بخاطر شرایط کاری ازطرف افشین توشرکتشون مشغول به کار شه..هم فال هم کار😉
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
اتفاقات پیش رو تعیین کنندهست🌷💚
۱ سال پیشفاطمه
1پارت خوبی بود ممنون🌹
۱ سال پیشم.ر
0حرف نوشین درسته افشین برای اینکه به امیر کیان نشون بده همه طالب هستند پا پیش گذاشت
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله، علاقهمند هست اما حفظ غرورش مهمه🙏🌷
۱ سال پیشرستا
6قربون خانم نویسنده و پریسانی ک تربیت شده ی همچین خانم نویسنده ایی هست ک اینقدر خوب فکر میکنه و فکر عاقبت هست
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم رستای عزیز، شرمندهم نکنید. میترسم روند داستان پشیمونتون کنه😉🙈🌷🙏
۱ سال پیشراز
0پریسان عاقله ولی نمیدونم هنوز دلش با سهند هست یا نه؟
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
اتفاقات پیش رو تعیین کنندهست🙏🌷
۱ سال پیششادی
2همینطور نفوذ ناپذیر بمون ولی اگه دلتو باختی با قلبت تصمیم بگیر
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم از کامنتت گلم. امشب دو پارت هدیه گذاشتم، اطلاعیه کمی دیر شد، از نگاهتون جا نمونه🌷🙏
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آوا
4پریسان دختر جسوریه و پرتلاشه.اصلا شبیه دختراب امروزی که بیشترشون تن پرورن نیست .این بعدشخصیتش رو خیلی دوست دارم