پارت بیست و هشتم :

افشین دست او را کشید و وادارش کرد تا بنشیند:
ـ کجا؟... مردم از فضولی... بگو طرف کیه، وگرنه نمی‌ذارم بخوابی.
- نمی‌گم اصرار نکن.
- حالا کی خواست بره خواستگاری و زن بگیره. فقط کنجکاو شدم بدونم. باور کن هروقت مامان اینا یکی رو پیشنهاد می‌دن، بهشون می‌گم، "اول به کیان بگید، اگر اون تأییدش بکنه می‌رم خواستگاری، وگرنه کنسله." من این همه قبولت دارم اون وقت تو یه اسم به من نمی‌دی!
ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نرگس

    1

    دیگ نمیتونم حدس بزنم چون با هر پارت سوپرایز میشم 😂 تا الان فک میکردم کیان میخواد بشه دامادمون

    ۸ ماه پیش
  • مهی

    4

    من انتظار داشتم امیر پریسانو بخواد💔🥲

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    عزیزززم🥺🥺🥺

    ۱۲ ماه پیش
  • ثریا

    2

    افشین ☹️ من پیشنهاد پارت قبلی رو پس میگیرم🤕

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    😅😅😅😅

    ۱۲ ماه پیش
  • هیوا

    1

    قشنگه داره جذاب تر میشه

    ۱۲ ماه پیش
  • ماری

    4

    طفلی پریسان برای سهتد ناز کرد حالا کیا قرار سر راهش سبز بشن

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله، این قصه سر دراز دارد🙏💞

    ۱ سال پیش
  • هستی

    3

    بله منتظرم ببینم چی میشه بلاخره افشین جورمیشه یانه

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    امشب دو پارت هدیه داریم، کم‌کم پاسختون مشخص میشه💞🙏🌷

    ۱ سال پیش
  • هستی

    0

    ولی من دوست دارم امیرکنارپریسان باشه

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    2

    آنچه خودشو دست بالا میگیره افشین خان😊

    ۱ سال پیش
  • نسترن

    2

    خیلی هم عالی

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    🌷💞💚 ممنونم

    ۱ سال پیش
  • ریحانه

    2

    ممنون برا پارت هدیه چسبید مریم جون😊😊منتظرم ببینم تازه وارد داستان چیکار میکنه

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ممنونم. خیلی زود متوجه میشید💞🌷🙏

    ۱ سال پیش
  • رها

    2

    افشینم بنظرم جالب میاد درسته شیطنت داره امابنظرم کسیکه بتونه امیر بدخلق و تحمل کنه باید ادم سازگاری باشه🤔🤔 مرسی مریم جون یه بار دیگه حرکتی زدی دورز انتظار💙💙

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ممنونم رها جان... زاویه‌ی دیدت رو دوست داشتم💞💚💚🙏

    ۱ سال پیش
  • ریحانه

    2

    منم از افشین خوشم میاد وموافقم با حرف شما بنظر آدم پرشوری میاد

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    🥰🥰🙏🌷

    ۱ سال پیش
  • رضایی

    1

    رمانتو ن خط به خط به دلم نشسته روندش خیلی عالیه👌👌حزییات و کلیاتش و دوست دارم وامیدوارم پریسان انتخاب خوبی داشته باشه

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ممنونم. گوارای نگاهتون💞💞🌷

    ۱ سال پیش
  • پری

    1

    ممنون عالی بود باز خیلی زیبا به هپه شخصیتها پرداختق و براشون وقت گذاشتق. اما چرا من فکرمیکردم پریسان با امیر ازدواج میکنه؟؟

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    من هم ممنونم از حضورتون... ایرادی نداره گلم. اشتباه تایپی تو کامنتها رایجه💞🙏🌷

    ۱ سال پیش
  • پری

    0

    معذرت میخوام تو خواب چت کردم اشتباه تایپی داشتم تو پیام قبل

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    به به،اخ جون نذری... امشب که به نذری میرسیم اگه خدا بخواد؟

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    به پختن آش میرسیم اما خوردنش...🤔🤔🤔🤔

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️