سوگند پریسان به قلم مریم جاری
پارت بیست و هشتم :
افشین دست او را کشید و وادارش کرد تا بنشیند:
ـ کجا؟... مردم از فضولی... بگو طرف کیه، وگرنه نمیذارم بخوابی.
- نمیگم اصرار نکن.
- حالا کی خواست بره خواستگاری و زن بگیره. فقط کنجکاو شدم بدونم. باور کن هروقت مامان اینا یکی رو پیشنهاد میدن، بهشون میگم، "اول به کیان بگید، اگر اون تأییدش بکنه میرم خواستگاری، وگرنه کنسله." من این همه قبولت دارم اون وقت تو یه اسم به من نمیدی!
ا
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
مهی
4من انتظار داشتم امیر پریسانو بخواد💔🥲
۱۲ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
عزیزززم🥺🥺🥺
۱۲ ماه پیشثریا
2افشین ☹️ من پیشنهاد پارت قبلی رو پس میگیرم🤕
۱۲ ماه پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
😅😅😅😅
۱۲ ماه پیشهیوا
1قشنگه داره جذاب تر میشه
۱۲ ماه پیشماری
4طفلی پریسان برای سهتد ناز کرد حالا کیا قرار سر راهش سبز بشن
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
بله، این قصه سر دراز دارد🙏💞
۱ سال پیشهستی
3بله منتظرم ببینم چی میشه بلاخره افشین جورمیشه یانه
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
امشب دو پارت هدیه داریم، کمکم پاسختون مشخص میشه💞🙏🌷
۱ سال پیشهستی
0ولی من دوست دارم امیرکنارپریسان باشه
۱ سال پیشم.ر
2آنچه خودشو دست بالا میگیره افشین خان😊
۱ سال پیشنسترن
2خیلی هم عالی
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
🌷💞💚 ممنونم
۱ سال پیشریحانه
2ممنون برا پارت هدیه چسبید مریم جون😊😊منتظرم ببینم تازه وارد داستان چیکار میکنه
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم. خیلی زود متوجه میشید💞🌷🙏
۱ سال پیشرها
2افشینم بنظرم جالب میاد درسته شیطنت داره امابنظرم کسیکه بتونه امیر بدخلق و تحمل کنه باید ادم سازگاری باشه🤔🤔 مرسی مریم جون یه بار دیگه حرکتی زدی دورز انتظار💙💙
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم رها جان... زاویهی دیدت رو دوست داشتم💞💚💚🙏
۱ سال پیشریحانه
2منم از افشین خوشم میاد وموافقم با حرف شما بنظر آدم پرشوری میاد
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
🥰🥰🙏🌷
۱ سال پیشرضایی
1رمانتو ن خط به خط به دلم نشسته روندش خیلی عالیه👌👌حزییات و کلیاتش و دوست دارم وامیدوارم پریسان انتخاب خوبی داشته باشه
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
ممنونم. گوارای نگاهتون💞💞🌷
۱ سال پیشپری
1ممنون عالی بود باز خیلی زیبا به هپه شخصیتها پرداختق و براشون وقت گذاشتق. اما چرا من فکرمیکردم پریسان با امیر ازدواج میکنه؟؟
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
من هم ممنونم از حضورتون... ایرادی نداره گلم. اشتباه تایپی تو کامنتها رایجه💞🙏🌷
۱ سال پیشپری
0معذرت میخوام تو خواب چت کردم اشتباه تایپی داشتم تو پیام قبل
۱ سال پیشاکرم بانو
1به به،اخ جون نذری... امشب که به نذری میرسیم اگه خدا بخواد؟
۱ سال پیش
مریم جاری | نویسنده رمان
به پختن آش میرسیم اما خوردنش...🤔🤔🤔🤔
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

نرگس
1دیگ نمیتونم حدس بزنم چون با هر پارت سوپرایز میشم 😂 تا الان فک میکردم کیان میخواد بشه دامادمون