پارت چهارده :

غذای پریسان را برداشت و رفت سمت آشپزخانه تا گرمش کند، در این فاصله شقایق دومرتبه پشت پنجره ایستاد و با دیدن امیرکیان که هم‌چنان اتومبیلش را برق می‌انداخت، به تقلید از مستندگویان صدایش را تغییر داد و سعی کرد پریسان را از این حال و هوا بیرون بکشد:
ـ جانوری که می‌بینید از دسته‌ی تندخویان به حساب می‌آید. او قادر است در سرما و گرما ساعت‌ها روی یک پا بایستد و شیشه‌های ماشینش را دستمال

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • رارا

    1

    خیلی نامردی بود اگه از خونه هم بیرونش میکردن

    ۵ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله کاملا درسته🥺

    ۵ ماه پیش
  • Sajede_17

    2

    رمان خوبیه از خوندنش لذت میبرم و حس وحال پریسان رو خیلی دوست دارم که با وجود شرایط سخت و دشوار هنوز هم دست از تلاش بر نمیداره و سختکوشه.

    ۷ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    به خوشی بخونی ساجده جان🌺💚

    ۷ ماه پیش
  • سحر

    1

    فعلا که خوب شروع شده و داره خوب پیش میره، حتما آخرش نظرم رو میگم، من دوست دارم

    ۸ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    خوش آمدی سحر جان🌸🍀 امیدوارم با لذت و به خوشی ادامه بدی🌸💜🙏

    ۸ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    داستان به جای جالب وقسمت هیجانی رسیده خیلی دوسش دارم واز خوندنش لذت میبرم

    ۹ ماه پیش
  • مریم

    0

    بسیار زیبا

    ۱۰ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    مریم خانم عزیز، خوش آمدید به سوگند پریسان. امیدوارم تا انتها از خوندنش لذت ببرید💚🌸

    ۱۰ ماه پیش
  • ثریا

    2

    همخونه هاش دوست داشتنی ان🙃💖

    ۱۲ ماه پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    بله🥰🥰🥰

    ۱۲ ماه پیش
  • حنا

    5

    با چه جذبه ای حال پریسانو گرفت منم ترسیدم ازش😡😑😑

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    آرام باشید جانم🌷🙏

    ۱ سال پیش
  • حنا

    4

    واااای خدای من فقط چیزایی که شقایق گفت😁😁😁😅😅😅عالی بود مریم خانم

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    😁😁😁

    ۱ سال پیش
  • مریم،،،،

    2

    انقدر این رمان جذاب ودوست داشتنیه که آدم دلش نمیاد لحظه ای از گوشی جداشه ممنونم خیلی زیبا مینویسید موفق باشید

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    خداروشکر که دوستش داری🌷🙏🌸

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    2

    عالی دارم لذت میبرم از خوندنش نویسنده خوشقلم 😘

    ۱ سال پیش
  • شادی

    2

    تا اینجا که عالی بود خدا قوت

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    شادی عزیز، خوش آمدید به سوگند پریسان💚نوش نگاهتون. بیشتر برام‌کامنت بذارید و با حضورتون دلگرمم کنید💞🙏🏻

    ۱ سال پیش
  • رها

    4

    چقدر لذت بردم از پارتها عالی بود عزیزم قلمتون توانمنده وپردازش متفاوتی دارید سبکتون تو داستانپردازی جالبه برام از داستانای متفاوتیه که خوندم🌸🌸🌸🌸

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    خوش آمدید به سوگند پریسان🌺 خداروشکر که تا اینجا رضایت داشتید. همراهمون باشید💚

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    0

    به نظرم امیر کیان کمکش میکنه😉

    ۱ سال پیش
  • پری

    1

    ممنون مریم جان عالی بود.فکرکنم پریسان وامیرکیان عاشق هم بشن

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    ممنونم از حضورت پری جان. 🙏ببینیم تو ادامه چی میشه😉

    ۱ سال پیش
  • عاطفه

    1

    سلام نویسنده عزیز ممنون از رمان زیباتون خیلی از خوندنش لذت بردم

    ۱ سال پیش
  • مریم جاری | نویسنده رمان

    عاطفه‌ی عزیز، خوش آمدید به سوگند پریسان 💚 خوشحالم از همراهیتون🌺🙏

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️