پارت بیست و هفتم :

باید توجه آنها را جلب می کردم. چشمم به چراغ فانوسی افتاد که گوشه تخت بود. چراغ خاموش بود و خطر آتش سوزی نداشت. آن را با تمام توانم روی زمین انداختم. متوجه صدا شدند و به طرف جایی که من بودم، دویدند. خان گفت: اینجا چه کار می کنی؟ می خواستی فرار کنی ها؟ مثل اینکه تو آدم نمیشی.
نمی توانستم جوابش را بدهم. ادامه داد فعلاً بلند شو برو تو اتاقت تا فردا تکلیفت رو روشن کنم. با صدای ضعیفی ناله کردم:

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • عالی

    0

    عالی بود خیلی قشنگه

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم

    ۷ ماه پیش
  • شراره

    0

    خیلی جالبه ولی چرا نمیشه پارتها رو راحت دید

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    نمی دونم عزیزم بهتره از پشتیبانی سوال کنید 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • .

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاس بانو جان 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • .

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاس بانو جان 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • عاطفه

    0

    خوبه تااینجا

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    چرا این خان همچین می کنه اعصاب آدم خورد میشه

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    کاملا موافقم عزیزم 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    عالی بود کیف کردم هیجانی فقط پری خیلی حرافه

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    متاسفانه به دردش هم نمی خوره😉

    ۷ ماه پیش
  • elnaz

    0

    خیلی خوب بود

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاس بانو جان 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • عاطفه

    0

    تا اینجاش عالی بوده و جذاب

    ۹ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    ممنون از همراهی تون 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • رعنا

    0

    خیلی خوبه مرسی از نویسنده

    ۹ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    خدا رو شکر که دوست دارید 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • گُلی

    0

    چرا تیکه تیکه باید دانلود کرد

    ۹ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    نمی دونم عزیزم منظورتون رو متوجه نمیشم 😉

    ۷ ماه پیش
  • پریسا

    0

    خوبه قشنگه

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاس جناب 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • ایلار

    0

    عالیه امیدوارم هم قسمتهارو بتونم بخونم

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    منم امیدوارم 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • خیلی خوبه

    0

    واقعا زیبادوست داشتنی

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاس بانو 🙏🏻

    ۷ ماه پیش
  • gilgil

    0

    عالیهه!!:)

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    عالی شمایید 😊

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️