پارت بیست و چهارم :

سه روز بود که از خان ها خبری نداشتم. مطمئن شده بودم که اتفاق بدی افتاده اما باید بهبود می یافتم تا برگردم و از اوضاع باخبر شوم. دکتر برای ویزیت آمد و گفت فردا می توانم ترخیص شوم. دیگر درد خیلی کم شده بود و حالم خیلی بهتر بود. خانم دکتر هم آمد و با رضایت برگه ترخیص را امضا کرد و گفت: یادداشت کردم که حتماً این مورد رو به خان بگن.
فردای آن روز منتظر بودم که خان بیاید و کارهای ترخیصم را انجام د

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • حوریه

    0

    پری دخت چقدر دزدی می کنه😑

    ۸ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    می بینی تو رو خدا 😉

    ۷ ماه پیش
  • آرام

    0

    خیلی جالبه

    ۹ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    نگاهتون زیباست بانو 😍

    ۷ ماه پیش
  • کوثر

    0

    پری دخت خیلی خوبه

    ۱۲ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    شما خوبی بانوی نازنین 🙏🏼

    ۱۲ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    کوثر بانو خوبتره 😊

    ۱۱ ماه پیش
  • ش

    0

    ممنونم از نویسنده عزیزی😍😍

    ۱۲ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    ممنونم عزیز دلمی شما 😍

    ۱۲ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    ممنون از شما نازنینم❤️

    ۱۱ ماه پیش
  • نگار

    0

    فعلا که خوبه

    ۱۱ ماه پیش
  • الهام

    0

    خیلی خیلی عالی هست

    ۱۱ ماه پیش
  • الهام

    0

    خیلی خیلی عالی هست

    ۱۱ ماه پیش
  • کوثر

    0

    داره هیجانی میشه

    ۱۲ ماه پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاس فراوان بانو 🙏🏼

    ۱۲ ماه پیش
  • نوروزی

    0

    حتما اینکار رو انجام میدیم

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم 🙏🏼

    ۱ سال پیش
  • ?

    0

    جالب بود تا ابن پارت

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم 🙏🏼

    ۱ سال پیش
  • قربانی

    0

    عالییییییییییییی

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    ممنونم جان دلم ❤️

    ۱ سال پیش
  • فخری

    0

    ممنون نویسنده جان خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار ❤❤🌹🌹

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    سپاسگزارم فخری بانو، همراهی تون مستدام 💫

    ۱ سال پیش
  • ماری

    0

    این خان عاشق کجا مونده

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    تشریف میارن 😂

    ۱ سال پیش
  • میم

    0

    نه پری دخت نرو باز دلت هوس کتک خوردن کرده ؟؟؟ ولی دل منم دیگه کم کم برای خان شور میزنه پس چرا دنبال پری نمیاد

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    دخترمون نگرانه

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    0

    داره هیجانی میشه امیدوارم اتفاق بدی نیفته

    ۱ سال پیش
  • سودابه غیاثی فر | نویسنده رمان

    فعلا کلا ماجرا داریم بانو

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️