پارت چهل و دوم :

آراز:
-فقط میخواستم راحت باشی.
-کنار تو هرجا که باشم راحتم، خب!؟
با لبخند سرشو تکون داد و نشست کنارم. دستشو دور شونه هام حلقه کرد و منم سرمو گذارشتم رو سینش. با صدای لرزون گفتم:
-دیگه نگران نباش بابا؛ من الان یه تکیه گاه دارم عین خودت. اومدم ازتون اجازه بگیرم؛ اجازه بگیرم برا داشتن یه همدم کنارم، برا داشتن یه تکیه گاه، یکی که همیشه باشه، یکی که تنهام نذاره مثل شما....بابا امروز ر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۷۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ژیلا

    0

    عالی بود مرسی

    ۲ سال پیش
  • sima

    0

    بخدا منکه افسرده شدم از بسکه چیز ها ی تکراری خوندم همش گریه وزاری هستش یکمی این جو عوض کن

    ۴ سال پیش
  • رونیکا

    7

    وااییی خدااا آراز چجوری بچه بازی های رها رو تحمل میکنه🤣🤣🤣🤣🤣🤦 ♀️ رمان عالیه ولی جان جدت از آرشام هم ی چیزی بگو حداقل بدونیم زندس یا ن. کاشکی اگه اوستا و آروشا یهویی زنده بشن و بیان تو فصل دو

    ۵ سال پیش
  • ۰

    4

    😑😑😑😑😑😑😑چطوری بنظرت دوباره زنده بشن😑

    ۵ سال پیش
  • .

    3

    مگه فیلم هندیه یهو زنده شن بیان تو فصل دو :|||||||||

    ۵ سال پیش
  • Mm

    0

    والا مرده دوباره زنده شده ندیدم

    ۵ سال پیش
  • ۰۰

    0

    چجوری زند شن یعنی روحشون بیان خااااک

    ۵ سال پیش
  • Mohadeseh

    1

    مث همیشع عالیههههههع دلم برا رها می سوزع خیلی بد ت همچین روز مهمی پدرومادرت کنارت نباشن

    ۵ سال پیش
  • دختر طبیعت

    2

    خوب جانان من می گذاشتی تا حرف این رها تموم بشه بعدش می رفتی پارت بعدی😒😉

    ۵ سال پیش
  • Saba

    5

    نویسنده چند تا پادت دیگه مونده تموم شع؟ اگه این فصل تموم شد بقیه فصل هاشم تو این برنامه ادامه میدی؟ و اینکه درمورد آرشام هم توضیح بده فقط رها و گریه هاش هستن.!

    ۵ سال پیش
  • ترانه

    3

    خیلی رمانه خوبیه💜واقعاممنونم ازنویسنده این رمان

    ۵ سال پیش
  • شادی

    3

    یکم به رمان هیجان بده نویسنده جان همش موضوع نبودن آروشا و اوستا و گریه های رهاس هوووف افسردگی گرفتم خووو،جلد اول عالی تر بود جلد دومش زد تو ذوقم،ولی بازم دوسش دارم داا دله دیع چه میشه کردO_Q

    ۵ سال پیش
  • دختر الماس

    1

    هعی دلم برا بچم رها سوخید گونا داره.. و اینکه بگم خانم یا اقای (. 16 ساله) از دست نمیده مث رمان های دیگه یه مشکلی پیش میاد از هم دور میشن بعد دوباره اشتی میکنن و.. درکل عالیه مرسی مهسا جون ♥️

    ۵ سال پیش
  • عالیس

    3

    واااااای عالی بود 👍 خیلی خوب بود این پارت هم طولانی بودهم قشنگ مرسی مهسا جونی

    ۵ سال پیش
  • .

    6

    وقتی یک رمان هی توش میگن ک میترسم از دستت بدم صد در صد قراره از دستش بده😐 ولی در کل عالیه رمانش هم پارت یک یک و هم دو خداکنه بد تموم نشه فقط

    ۵ سال پیش
  • :)Reyhaneh(:

    7

    اون موقع😐 خب می گفتین اون موقع چی /: ولی خیلی خوب بودی اما جای خالی آروشا و اوستا ناجور تو ذوق میزنه خیلی دلم واسه شخصیت های آروشا و اوستا تنگ شده:(

    ۵ سال پیش
  • زینب

    4

    وای چه عالی بود فقط بخش رانندگیش با این که با این که یه بار رانندگی کرده بود اونجوری کرد قبلش هم که از نگرانی چیا میگفت وای اونجاش مرده بودم از خنده واقعا عالیه

    ۵ سال پیش
  • ملکه بغض

    3

    دلم برای رها کباب شد آخه آدم چقدر تنها💔ولی در کل رمان قشنگیه🖤

    ۵ سال پیش
  • عسل خانم خوشگل

    5

    عالی

    ۵ سال پیش
  • nznn

    9

    عالییییی بود فقط اونجاش که رها رفت کلاس رانندگی😍😂😂 ممنون مهسا جون بخاطر این رمان خوب🤗💙 امیدوارم این رمان آخرش خوب تموم بشه🙃💛

    ۵ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️