پری دخت به قلم سودابه غیاثی فر
پارت چهارم :
- این حرفا چیه میزنی؟ حالا خدا رحم کرد. مگه مفته؟ هر کی هر کیه مگه؟ یه قطره آب هم میشد پیداش می کردم و مادرشو به عزاش می نشوندم.
به سمت صدا برگشتم و کیومرث خان را دیدم که ناراحتی در چهره اش موج می زد. به مادرم اشاره کرد که دستمال را بردارد. بع ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

Rosa
0کاش عکساشون بود😭کاش مامانه هم میبردن