پارت شصت :

هر روز به هدف هایمان نزدیک تر می شدیم و احساس قدرتمان بیش تر می شد. رو به زین کردم و با جدیت گفتم:
-زین، قبل از این که لرد برسه اشلی رو از این دنیا بیرون بندازین. نباید بفهمه منبع خون من هستم و با نگه داشتن بی فایده ی اون پی به همه چی می بره.
زین سرش را تکان داد و گفت:
-قبل از طلوع افتاب اشلی به خونه ی خودش بر می گرده.
لبخند کمرنگی روی لبم نشست. همین بس که چند روز نگرانی برای عمو و

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۱۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    چشمک و بشکن گایوس خدمتکار وفادار و دهن لق عالیییییییییی بود اینجا دختر عالیییییییییی 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

    ۴ ماه پیش
  • ثریا

    8

    الان حقتونه لرد دعواتون کنه هاا😑😒 آخه چرا انقدر زود اعتماد میکنین از اون مدوسای سلیطه همه چی بر میاد🥲

    ۱ سال پیش
  • لیلی

    0

    سه تا کلاغ هول 😭🤣🤣 لکس شبیه اون پسره فکر کنم اسمش کامیار بود دوست ارکان رو تو رمان قلمرو رز میده

    ۱۱ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    🤣 کیان توی یک غریبه یکم شبیه کامیاره

    ۱۱ ماه پیش
  • لیلی

    0

    داشتم میخوندم یک غریبه رو ولی گفتم قاطی میکنم بزار اول این رو بخونم

    ۱۱ ماه پیش
  • لیلی

    0

    حدیث خانم نمیشه پارت های بیشتری بزای؟ اگه مشکلی نیستاا🥹🌷

    ۱۱ ماه پیش
  • ساناز

    1

    💜💛❤️🩵🩵🤎🤍💙🧡🩶💚

    ۱ سال پیش
  • دلارام

    3

    هیچ وقت بطور کامل به هیچ *** به «هیچ ***» اعتماد نکنید (همونی که میگی من اونو میشناسمش همچین آدمی نیست از پشت خنجر میزنه و نابودت می کنه) ، این رمان عالی هست...رمان لرد تاریکی ، اورینا و پادشاه جاده ها ، سه تا از بهترین رمان هایی که در حال حاضر در حال خواندنشون هستم❤️مرسی بابت این پارت رفیق❤️

    ۱ سال پیش
  • ایه

    0

    مرسی عزیزم خسته نباشی.عالی بود

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • نفیسا

    0

    عالیییی بود مثل همیشه.لبخند از روی لبم پاک نمیشد.مرسی که هستی

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    0

    عروسک خاموش میشوی..صبر میکنی تا نویسنده دوباره با قلم خود به کاراکترها جان دهد و تو دوباره روشن بشی و با آن همراه شوی

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    0

    احتیاط شرط عقلِ آدماهای توی دنیا پراز رمز و رازن...الان فکر کن در یک دنیای دیگر در قصری پراز آدمهای کلاغ نما یا کلاغ های آدم نما همراه شوی..رمانی شیرین و قلقلکی که حاضری یک هفته صبر کنی تا پارت جدید آپلود بشه تا همراه آن شوی...درسته در رمان حضور داری ولی وقتی پارت تمام میشود تو هم یه گوشه مانند

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    0

    خسته نباشی گلم عالیه 👻😉

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    میگه حیف که انسان بدی نیستم و براش آرزوی مرگ نمیکنم اما امیدوارم که بمیره🤧😂

    ۱ سال پیش
  • آمنه

    6

    سخت ترین کار دنیا اعتماد هست واین کار درحال حاضر از نظر من اشتباه هست که زود اعتماد کردن حتی ممکن بود از طرف مدونا باشه به هر حال اون با درایت خودش رو به ملکه شدن رسوند واین کار عجیب نیست ممنون عالی بود

    ۱ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    چقدر خوب مدوسا میشناسید

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    10

    امیدوارم از اعتمادشون به ماری پشیمون نشن،و حس میکنم قراره زین و ماری باهم شیپ شن

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️