اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت یازده :
معطل نکردم و سریع به عقب چرخیدم.
هر دو، جا خورده به همدیگه نگاه میکنیم.
ابرو بالا انداخت و من، اخم کردم.
رومانو!
پس رومانو این مرد بود!
کسی که به سختی مصاحبه میکرد، هرگز بین مردم و تو شلوغیها دیده نمیشد.
جز چند تا عکس تار و بیکیفیت که هر بار باید برای اخبار و روزنامهها استفاده میکردیم، چیزی در دسترس نداشتیم.
اما الان، این مرد روبهروی من بود!
دست تو
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
سپیده
2هیجان انگیزه
۱۱ ماه پیشMeai
1عالیییییییییییییییی
۱۱ ماه پیشآذر
1اوه مامی، مای نیو کراش 😂🫠❤️ 🔥
۱۱ ماه پیشمائده
0نصف پارت رو درمورد، سوالات صحبت کرد خب بپرس دیگه:|. پارت های قبلی جذاب تر بود، احساس می کنم توی این سه پارت جدید خیلی داره کشش میده.
۱۲ ماه پیشمهوش
1دقیقا باید چی بپرسه که میگی خب بپرس دیگه؟؟؟؟ مگه قراره چیزی بپرسه؟ چقدر عجیبی تو با این سوالت😂
۱۲ ماه پیشmahdieh
2عالیییی بود❤️
۱۲ ماه پیشثریا
0حقیقتا خوشحالم از همون اول نخوندم و الان که 12 پارت هست پشت سر هم میخونم خسته نباشی گلم عالی بود 😍🌹
۱۲ ماه پیشrey♡☆
2خیلی خوشگله ممنون از نویسنده
۱۲ ماه پیشماه
3خیلی جالبه😘💓
۱۲ ماه پیشآنیا
2مرتیکه ازدماغ فیل افتاده پیف پیف پیف
۱۲ ماه پیشنفس
4پارت خوبی بود ممنون
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
Z.k
0صراحت بدون گزافه گویی