اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت یازده :
معطل نکردم و سریع به عقب چرخیدم.
هر دو، جا خورده به همدیگه نگاه میکنیم.
ابرو بالا انداخت و من، اخم کردم.
رومانو!
پس رومانو این مرد بود!
کسی که به سختی مصاحبه میکرد، هرگز بین مردم و تو شلوغیها دیده نمیشد.
جز چند تا عکس تار و بیکیفیت که هر بار باید برای اخبار و روزنامهها استفاده میکردیم، چیزی در دسترس نداشتیم.
اما الان، این مرد روبهروی من بود!
دست تو Ø
مطالعهی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۴۹ روز پیش تقدیم شما شده است.
سپیده
2هیجان انگیزه
۱ سال پیشMeai
1عالیییییییییییییییی
۱ سال پیشآذر
1اوه مامی، مای نیو کراش 😂🫠❤️ 🔥
۱ سال پیشمائده
0نصف پارت رو درمورد، سوالات صحبت کرد خب بپرس دیگه:|. پارت های قبلی جذاب تر بود، احساس می کنم توی این سه پارت جدید خیلی داره کشش میده.
۱ سال پیشمهوش
1دقیقا باید چی بپرسه که میگی خب بپرس دیگه؟؟؟؟ مگه قراره چیزی بپرسه؟ چقدر عجیبی تو با این سوالت😂
۱ سال پیشmahdieh
2عالیییی بود❤️
۱ سال پیشثریا
0حقیقتا خوشحالم از همون اول نخوندم و الان که 12 پارت هست پشت سر هم میخونم خسته نباشی گلم عالی بود 😍🌹
۱ سال پیشrey♡☆
2خیلی خوشگله ممنون از نویسنده
۱ سال پیشماه
3خیلی جالبه😘💓
۱ سال پیشآنیا
2مرتیکه ازدماغ فیل افتاده پیف پیف پیف
۱ سال پیشنفس
4پارت خوبی بود ممنون
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

Z.k
0صراحت بدون گزافه گویی