پارت یازده :

برایم بوق زد و حرکت کرد و من حس کردم به جای خون در سرم، مواد مذاب جریان دارد. همه چیز آن‌قدر سریع و غیر منتظره رخ داده بود که هنوز هم نمی‌توانستم درست درکش کنم. محکم به گردنم چنگ انداختم و عصبی خندیدم. تمام تنم داغ بود و انگار که قسمتی از مغزم داشت می‌سوخت. پلکم پرید و غریدم:
_ این... این عوضی...
باورم نمی‌شد. چه‌طور نتوانسته بودم جوابش را کف دستش بگذارم؟ مردک... مردکِ...
دندان‌های

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    وای دوست دارم این انتقامشو،ولی اینکه خواهر بیگناهش آسیب ببینه خوشم نمیاد

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    آخه بگو پسر فلان فلان شده چرا خودتو میندازی تو هچل؟تارا رو نمیشناسی؟

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    از سونیا و هیراد بدم میاد حس چندشی میدن بهم

    ۲ ماه پیش
  • ترنم

    0

    ولی ی چیزی آهی که برادرشه و باید براش نگران و حساس باشه انگاری بی خیاله،درسته تارا حرف کسی رو گوش نمیکنه ولی تا حالا آهی بهش تذکر نداده این کارو نکن و کلا غیرتی نشده،یا کلا از این کارای تارا خبر نداره؟

    ۲ ماه پیش
  • زن آهی

    0

    یعنی ممکنه اون دختره، خواهر پسره بوده باشه و از طریق همون خواهرش تقلب کنه ؟

    ۵ ماه پیش
  • مژگان

    3

    تارا جان شما برخلاف تصورت دیوا نیستی دیوانه ای

    ۵ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    این قشنگ بود😂

    ۵ ماه پیش
  • Aylar

    9

    همگی از تارا بدشون میاد ولی چرا من دوسش دارم 🫠❤️

    ۶ ماه پیش
  • Hamraz

    1

    منم ازش خوشم میاد😂😭

    ۶ ماه پیش
  • melissa

    5

    اخلاق و رفتار تارا واقعا حال به هم زنه😐 چقد دلم خنک شد وقتی پسره ری*د بهش😂 اگه یه نفر تارا رو بکشه ممنون میشم😤

    ۶ ماه پیش
  • دنیز؛

    4

    دلم خنک میشه اگه تارا حساب اون پسره رو بزار کف دستش ولی از طریق خواهرش نه

    ۷ ماه پیش
  • جینس

    3

    جدا ازاین که دلم میخوادیقشوبگیرم بگم چته پدسگ ک منم حرص میدی که این بخاطرقدرت قلم آوای عزیزم هست فکرکردم درسته تاراشخصیت بی پروا وگستاخی داره ولی بخشی ازاین رفتارمیتونه فقط ظاهرش باشه چون داره تو ذهنش دائمامیگه آدم بدی وبقیه نبایددوسش داشته باشن خودش هم باورش شده که همینقدرآدم بدیه (فقط ین نظر بود)

    ۷ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    عزیزم😂💜

    ۷ ماه پیش
  • جینس

    10

    واقعا شخصیت تارا یک بچ واقعیه و آنقدر آزاردهنده و خودخواهه که دلم میخواد یکی بیاد آدمش کنه

    ۷ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    🤝🏻🤝🏻

    ۷ ماه پیش
  • macani

    0

    اگ پسر بود صددرصد خواهره دیگِ ..... 😶

    ۷ ماه پیش
  • نفس

    2

    این حداز ناسپاسی دیگه خیلی بده ممنون آوا جون

    ۷ ماه پیش
  • Hln

    0

    خوبه پسره نقطه ضعف داره ، دوست دارم به پای تارا افتادن پسره رو ببینم 🤣

    ۷ ماه پیش
  • Ghazall

    3

    این که یه جورایی داستان مبهمه خیلی جذاب ترش میکنه

    ۷ ماه پیش
  • آوا موسوی | نویسنده رمان

    ممنونم💜 خوش اومدی🌸

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️