پارت سیزده :

عجیب بود؛ اما از اینکه عاطفه دنبال زندگی و رویاهای خودش رفته بود اصلاً ناراحت نبود. عجیب بود؛ اما او دلخور نبود که عاطفه کسی دیگر را برای ادامه‌ی زندگی انتخاب کرده بود، فقط گاهی خاطرات دیوانه اش می کرد. جهان بی‌توجه به درد روی دستش به او که با فاصله عقب رفته و به کمد دیواری سمت چپ تکیه زد، چشم دوخت.
- پنج سال پیش بهش قول دادم وقتی برمی‌گردم با مدرکی بیام که اثبات کنه بی‌گناهم و الان ه

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • ترنم

    0

    من همین چن پارت قبل گفتم چقد آرش گناه داره نگو ک...😒

    ۱۱ ماه پیش
  • غزل محمدی | نویسنده رمان

    🤣🤣باز دوباره دلت به حالش می سوزه

    ۱۱ ماه پیش
  • ترنم

    0

    کاوه چقد خوبه ک به فکره جهانه کاش زودتر جهان بیگناهیش ثابت بشه و قطعا عاطفه اینجوری نیس ک منتظر اعدام شدنش باشه

    ۱۱ ماه پیش
  • غزل محمدی | نویسنده رمان

    کاوه خیلی خوبه و همیشه حرف های درستی میگه

    ۱۱ ماه پیش
  • راز

    2

    من جهان و عاطفه رو دوس دارم چون عشقشون ب هم واقعیه

    ۱۲ ماه پیش
  • غزل محمدی | نویسنده رمان

    🥹💖آره دقیقا

    ۱۲ ماه پیش
  • اکرم بانو

    2

    عاطفه تاالان صبرکردی یه چندوقت دیگه هم صبر میکردی،الان چه وقت ماچ کردن بود؟

    ۱۲ ماه پیش
  • غزل محمدی | نویسنده رمان

    😂😂😂😂😂🤣🤣🤣🤣🤣

    ۱۲ ماه پیش
  • نفس

    2

    ممنون غزل عزیز دستت درد نکنه خدا قوت پارت خوبی بود

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    3

    پس جهان بی گناه ترینه 🙂 ↕️ کاوه واقعا برادرشه یا همینجوری میگه؟ اگه کاوه بیاد زندان و با کمک عاطفه بتونن کمکش کنن خیلی خوب میشه 👀

    ۱ سال پیش
  • غزل محمدی | نویسنده رمان

    اتفاقات دیگه ای پیش میاد😉

    ۱ سال پیش
  • ثریا

    2

    خسته نباشی گلم عالی بود 😉🌹

    ۱ سال پیش
  • م.ر

    2

    عاطفه اگه بدونی در مورد جهان میدونه🧐

    ۱ سال پیش
کپی شد!