پارت چهل و نهم :
جهت باد عوض شده بود! درست سه ثانیه بعد وقتی که نیلرام سعی داشت بفهمد سینا از رسیدن چه کسانی حرف میزند چون در واقع این اطراف کسی نیست، ارتشی بسیار بزرگ درست روبروی اردوگاه ظاهر شد. ارتشی که به کمک باد یکهو آمد، حضوری واقعا ناگهانی، شکوهمند و پرقدرت! باد که تنها با تغییر حهت وزشش سینا را متوجهی خود کرد، آیا بقیهی سرباز های مقابل را هم متوجه کرده بود؟ یا چون سینا قدرت زیادی داشت متوجه
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۰۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نیلوفر آبی
0سینای عوضی لعنتی وای بیچاره نیل رام ممنون خسته نباشید
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
هنوز موندههه
۱ سال پیشکلثوم
0ریوند جادوش خاک فلز چطوره میتونه آتش باشه سینا جادوی اتش داره
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
افرین نکته بینی.
۱ سال پیشریحانه
0این صدرصد جزو اهریمن
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
در این حد اطمینان من رو می ترسونه.
۱ سال پیشسهیل۲۹
1وااای خانم هاشمی نسب لطفاااا🥲🥲🥲 این سینا کیهههه؟ یعنی میتونه ریوند باشه که تغییر چهره داده؟؟؟؟
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
ریوند؟ شاید من که اطلاعی ندارم.
۱ سال پیشMahd
1چرا من متوجه نشدم ، یعنی سینا با اهریمنه؟؟اون اردوگاه اهریمنا بود؟ نویسنده جونم مرسی از قلم زیبات❤️❤️امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشی
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
به زودی عزیزم به زودی قربونت خوشحالم که دوستش داری. مرسی.
۱ سال پیشکلثوم
0خواهشا یه خودی نشون بده نیل 😒پ جادوی آبت کی قراره کارکنه
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
صبر داشته باش ای بابا
۱ سال پیشMarzi
0چه خبره یعنی 🤔🤔
۱ سال پیش
فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان
باید دید
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

طوفان
0سینا جان مادر دخترم رو تو که زهر ترک کرده جانم با اینکه اصلأ حس خوبی بهت ندارم و مشکوکی ولی خیلی دوست دارم و جذابی لعنتی 🥺🖤