اسپاگتی به قلم نوشین سلمانوندی
پارت سوم :
پیراهن بلند خاکستری به تن دارد با دکمههایی بسته تا زیر گلو که نشان از انضباط و وقار او دارد.
اما ای کاش حرفهایش هم وقار داشت.
از پیراهنش یقهی سفید و تمیزی که سخت اتو کشیده، بیرون زده که من و یاد پرستارهای دو دهه پیش میاندازد.
بشقاب پلاستیکی که اطرافش پر از قطبا عرض پوزش، به اطلاع شما میرسانیم که انتشار قسمتهای جدید این رمان متوقف شده و در حال حاضر امکان مطالعهی آن وجود ندارد
مطالعهی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۶۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ناشناس
1از الان داستانشو جذاب شروع کرده معلومه خیلی رمان خفنیه🫠👍
۹ ماه پیشnasib
1قلمتون عالیه
۱۰ ماه پیشArisa
1با هر پارتی که میخونم بیشتر به این موضوع پی میبرم که ژانر دارک رومنس جدن مناسبه این زمانه مرسی ازت نویسنده♥️
۱۱ ماه پیشنیایش
0رمان زیبای است
۱۱ ماه پیشآذر
0دخترم چقدر غمگین و ناامیده
۱۱ ماه پیششیما
1عالیییییییییییی
۱۲ ماه پیشالنا
0نوشین دستت طلا 😘🥰
۱۲ ماه پیشمعری
1خوب من تازه شروع کردم آنقدر نظر نخا عزیز من بزار کنی بفهممم داستان چیه بعداً
۱۲ ماه پیشثریا
0عزیزم این سوالا رو خود برنامه میزاره😥😂
۱۲ ماه پیشثریا
1قلمتون رو دوست دارم😉😘
۱۲ ماه پیشنازی
1آنقدر خوب و بی نقصی کنجکاو بقیه اش هم هستم
۱۲ ماه پیشسیما
0رمان های نوشین جذابه
۱۲ ماه پیشSomi
1عالی مثل همیشه
۱۲ ماه پیشمیم. الف
1بله چون کنجکاوم بدونم برای چی رفته یتیم خونه، ایا والدینش کشته شدن؟ واون عوضی مرموز کیه؟
۱۲ ماه پیشونوس
3این رمانم مثل بقیه رمانای نوشین عالییی هستش❤️🔥
۱۲ ماه پیش
لطفا صبر کنید...
شمیسا
0تا اینجا عالی بود مرسی ازت