پارت پنجم :

نیشخند زدم و گردنم را کج کردم. استقبال پرشوری بود!

_ هر وقت تو رو زیر خاک کردم.

نگاهش به چشمان مات و بی‌حالتم خیره ماند و فکش منقبض شد.

_ فقط بگو چرا؟ چرا احساسات آدما برات پشیزی اهمیت نداره؟ تو آدمی؟ معنی دلواپسی رو نمی‌فهمی؟

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!