پارت نود و پنجم :

نگاه هر دو سمت طوبی چرخید که رنگ به رو نداشت و چشم‌هایش سرد و بی‌فروغ بود، تلخندی روی لب داشت و همان‌طور که جلو می‌آمد گفت:
- نیهان از حسام برام بگو... تو این سال‌ها ازش هیچ خبری نداشتم! 
هر سه روی کاناپه نشستند، سیاوش بین طوبی و نیهان بود و دست‌ دخترش را در دست داشت. نیهان نیمچه لبخندی زد و مِن مِن کنان لب باز کرد:
- او... م، راستش من همین اندازه می‌دونم که بعد از شما، پدر حسام با

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۰۳ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • قلب بلک

    0

    رمان خیلی داره جنایی می شه

    ۵ سال پیش
  • AISA

    1

    😐

    ۵ سال پیش
  • دخی مهربونه

    3

    وایییی چقدر دلم برا حسام تنگ شده بود🥺🥺

    ۵ سال پیش
  • رضوان

    26

    امیدوارم حسام از رفتاری که با نیهان کرد پشیمون شه واینکه اشکان کی بود؟

    ۵ سال پیش
  • .......

    0

    دوستش حتما

    ۵ سال پیش
  • ...درحال مرگ

    3

    به به به آقا حسام بلاخره اومدین تو اسمونا گشتیم نبودی رو زمین گشتیم نبودی نگو پیش دوستت بودی 🤣🤣🤣😂😂😂😅😅😆😆😁😁😁 پارت بعدی چه شود وااااای کی فردا میرسه خیلی کنجکاوم بدونم چی میشه🙂

    ۵ سال پیش
  • رکسانا

    1

    آره والا چه خبر آقا حسام تو آسمونا دنبالت می گشتیم روی زمین پیدات کردیم 😂😂😜😜آخ آخ پارت های بعدی چه شود😁😁😁😁😁😁

    ۵ سال پیش
  • گوگولی

    2

    عالیه مرسی عزیزم نگارجون 😍هیجانیه مخصوصا شریفه نیهان حسام

    ۵ سال پیش
  • فرناز

    13

    حسام چرا داره مثل دخترا ناز میکنه وقتی میدونست جنبه نداره لا اقل به اون نیهان بند خدا دست نمی زد اه

    ۵ سال پیش
  • دلارام

    4

    خوب دیگه داریم به اخرای داستان نزدیک میشیم

    ۵ سال پیش
  • ثمین

    3

    بنظر من حسام هر رفتاری داشته کاملا حق داره بهتره درکش کنیم...ماجراشم اینه ک شهباز اسمشو عوض کردع کمال نمیدونم کی اومدع طوبی رو گرفته از اونجایی ک ادم بدی بوده و خانواده خودش ینی شریف و مادرشو اذیت ...

    ۵ سال پیش
  • ثمین

    7

    میکردع طوبی رو هم اذیت کردع اینم گذاشته رفته حتما حسام و هم نزاشته ببرع دیگ باباش حرف انداخته تو سرش ک مادرت ادم بدی بودع درحالی ک خودش خلافکار بودع

    ۵ سال پیش
  • زهرا

    25

    خدایا کاش زود فردا بشه ببینم پارت بعدی چجوریه اخه چرا نگفتن چی به چیه هوووووف یخورده دلم برای حسام میسوزه تمام باورایی که نسبت ب باباش داشت همش دود شد اما خب شهباز حتما پدر خوبی بودع که حسام دوسش دا

    ۵ سال پیش
  • نسترن

    30

    خدایی این حسامم یه چیزیش میشا بجایی خوش حال باشه مادرش خیانت کار نیست پدر نیهان بی گناه حالا میاد میگه کدوم دل خوشی خب نیهان چیه مادرت چیه کاش چشماش باز میشد فقط به تصوری پدر قرمانی که تو ذهنش خراب شد

    ۵ سال پیش
  • معصومه

    20

    ای خدا تا فردا از کنجکاوی میمیرم یعنی چی به حسام می گویند ولی اینومیدونم رابطه نیهان حسام خوبه میشه

    ۵ سال پیش
  • یگانه

    24

    واقعا حسام کار اشتباهی میکنه که نمیزاره حرف بزنن آخرشم که واقعیت رو بفهمه خودش خجل میشه

    ۵ سال پیش
  • نعنا

    18

    چرا موقع حساس پارت تموم میشه🥺

    ۵ سال پیش
کپی شد!