به سیاهی سرمه چشمانت به قلم سعیده براز
پارت هفتاد و دوم :
از بالای شانه ام به البرز نگاه می کنم و با طعنه می گویم:
ـ جدیدا روانشناس هام دارو تجویزی می کنن برای بیماراشون یا اینکه داری خودتو برای گرفتن روانپزشکی آماده می کنی؟؟
البرز کلافه می گوید:
ـ آقا من تسلیم، امروز از دنده ی چپ بلند شدی، اصلا نمیشه باهات حرف زد.
و بعد در حالی که آشپزخانه را ترک می کند، می گوید:
ـ صرفا جهت اطلاع جنابعالی برای اطلاع داشتن از اینکه کدوم قرص برا
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...

ثریا
0اوه اوه لیلا قراره دخترمون رو حسابی حرص بده🥺😂