پارت شصت و دوم :
چند دقیقهای گذشته بود، اصلا فکر کنم ساعتها گذشت. روی تخت زانوی غم بغل گرفتم و خیره به پنجره بودم.
بابا چند بار اومد بالای سرم و سعی کرد سوپ خوشبوی بیمارستان رو به خوردم بده ولی زحمت ندادم نگاهش کنم. چقدر بد! چطوری یه هفته تا برگشت به خوابگاه باهاش کنار بیام؟
پلکی زدم و سرم رو آروم سمت درب اتاق چرخوندم. بابا نیومد روی صندلی طبی و درست و حسابی اتاق بشینه، شاید چون میدونست تنهایی
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۷۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
دختر ۱۵ ساله
7انشاالله خداوند بندگان خوبش را مورد رحمت قرار می دهد
۱ سال پیششایان تریاکی
20خواستم بگم دعاا عالیی الهی آمین یا رب العالمین ولیی من دوست دارم ایوار همین شکلی که هست باشه نه بور و اینکه مادر شوهر همون مامان ایوار گلی هم عالیهه😍😂 خدایا ایوار ندادی حداقل سورن بده اونم ندادی حداقل بهروز بده یکیو بده بالاخره شانس ما باشه همون شایان تریاکی گیرمون میاد 😭
۱ سال پیشفن اقدس
10دهنت سرویس فن شایان تریاکی فقط 😂
۱ سال پیششایان تریاکی
8شایان تریاکی سوخته🤣🤣🤣❤️❤️
۱ سال پیشفن اقدس
8الان اینو بگم بختم با حکیم باز میشه 😂
۱ سال پیشسادات
2وای ایشالا فقط یه چیزی مادر ایوار گلی خودش فرشته اس دیگه چرا مادر حامد؟
۱ سال پیشبرفین
0هرچقدر میخوای دعا کن از اخر شوهرای ایندمون با شایان یا حکیم
۶ ماه پیشHelia
6مامان بابای اعضای تیم رادیکال فقط خیلی لوس شون کردن برای همین بچه هامون اینطوری شدن وگرنه مادر پدرشون آدمای بدی نیستن
۹ ماه پیشmahya
2خب ببین 3قلو هابه خاطر بی پولی اینطور شدن و رادیکالی ها به خاطر پول داری به خاطر این که پول دارن یا نه نیست از ذاته و کسایی که باهاشون دوست شدن
۸ ماه پیشنمیدانم
2یعضق از خانواده ها ، ی روز کاملا جدی ناامیدت میکنن و حتی بعدش هم دلت نمیاد ولشون کنی ؛ شاید اونا فقط مادر پدر بودن رو درست یاد نگرفتن ولی خب چه میشه گفت اونا هم بار اولشون ک پدر مادر شدن و دارن زندگی میکنن :)
۹ ماه پیشگیسو کمند
6وواااووو عجب مامان پایه ای داری پوری جون
۱۲ ماه پیشفن آیوار و نگار
5ننه رحمت مهربونننن.😂🥹
۱ سال پیشمیم
7میگم نویسنده جان بالاخره کی این جنگ و جدال ها تموم میشه تورو به خداوندی خدا یکم حال خوبی این بچه های دوست داشتنی رو مهمون کن
۱ سال پیشآنیا
5سوال ندارم دورش میگردم بااین رمانش
۱ سال پیشآنیا
3الهی فداتشم ننه رحمت چقده توخوبی آخه یک دنه ای یک دنه😍😎😚😇😘💋❤
۱ سال پیشروغن خراطین
17چه تفاهمی منم منتظر ۱۵ سانتی گفتنای نگارم
۱ سال پیشنیازمند روغن خراطین
7سلام عزیزم،لطفا میشه بگی از کجا بخرمت؟! خدایی هلاک شدم بس که ۶۰ موندم😑 حتی نگارم داره به جمع ۸۵ ها اضافه میشه...بعد اونوخت من...
۱ سال پیشروغن خراطین
0عزیزم تو عطاری ها موجودم خیلی هم گرون نیستم فوف فوقش ۳۰۰ تومنم
۱ سال پیشفاطمه
0حمیده جون ممنون از پارت لطفا بازم از این کارا بکن و پارت یهویی بفرست من عاشققق ایوارم بچم همیشه نگران نگاره تروخداا این دوتا رو از هم جدا نکن🥺🫂 پارت لطفاً💔😭
۱ سال پیشزری
3دوسپرتتتتت ای لاویو دوست پسر نگار
۱ سال پیشBTch
14ولی خداییش چرا من فک میکنم پدر بچه نگار سورنه🥴🥴🥴😶😶😶خداییش آخرشم خراب نکن بزا این نگار به دیوار برسه 😅😅
۱ سال پیشBTch
10اماااااااااااا اززززززشیپ مهرداد و پارمیس یه سم خالص میشه ساختتتتتتت😂🤧تصورشو بکن 😂😂😂
۱ سال پیشجنیفر
5وای بی صبرانه منتظر پارت. بعدیم
۱ سال پیشLi.2648
4سلام حمیده جووونننمممممم واییییییییییی عاشق رمانتم من خودم رمان مینویسم و اینکه خیلی خیلی رمان میخونم این یکی از بهترین رمان هایی که دارم میخونم واقعا عالیه و همه ژانر ها رو داره دمت گرم انشاالله هر چی میخوای خدا بهت بده گاد رمان هایی واقعا فقط اینکه نگار در آینده که اون دختره باهاشه با کی ازدواج ک
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

آرزوی دختر ۱۵ ساله
30بار الهی شوهری مانند ایوار که بور باشد با خصلت ایشان و مادر شوهری به روشن فکری مامان پوریا در ۹ سال دیگر به این بنده پاک و مظلوم و حقیر و گوگولی خود عطا فرما.🎀 جهت بازتاب شدن آیت دعا در زندگیتان ابتدا نیت کنید و سپس بر زیر کامنت بنده بنویسید انشاالله و لا قوه الا بالله و من الشیطان الرجیم🤲