تلالو هور به قلم نازنین هاشمی نسب
پارت صد و سی و هشتم :
شرمگین چایام را تاقطرهی آخر نوشیدم، نمیتوانستم ذوقِ آشکارم را پشت نقابِ بیتفاوتی، پنهان کنم.
- پرستیدنِ تو، قشنگترین حسیِ که میتونم داشته باشم.
روحیاتم، احساساتم از این حرفهای قشنگِ داوین ضعف میکرد.
مهرو تو نیز باید حرف بزنی، باید از قلبِ پرتلاطم و بازیگوشی که عاشق شدهاست بگویی.
- ممنونم... ممنونم ازت که کنارمی حتی تو این شرایط سخت.
بلد نبودم.
هیچ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۱۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
فاطمه ❤️
2با اینکه پاشا نقش منفی داره ولی من حس میکنم آدم بدی نیست فک میکنم اونم مشکلاتی داره ؟! شاید هم من اشتباه فک میکنم 🤔 واین قسمت خیلی خوب بود ممنون نازنین جون 💜🌟💜🌟
۱ سال پیشملودی
0همه چی به خوبی پیش،بره خدا جون🙏😍مرسی نازنین جان؛بوس🤗😘❤️
۱ سال پیشآمنه
0عالی بود ولی حس میکنم پاشا اومده والان میخواد به مهرداد آسیب برسونه ویا در تهران ورفته پیش پدربزرگ داوین البته با کمک پدر داوین وگفتن حرفهایی که ممکنه باعث مرگش بشه ممنون نویسنده خوب خوش بدرخشی
۱ سال پیشم.ر
0امان از بامزه بازی های مهراد😃😃😃
۱ سال پیشسهیل۲۹
0خدا بهمراهتون🥲🥲
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

لیلی
1سلام به نویسنده جون پسین به زودی کی میاد بانوی عزیز؟؟