پارت سی و چهارم :


- کندین یاخچی باغی دا اسدین ایدی، ویردی عالمه‌نین کبینینه. دئیرم عالمه جاواندی. بو قیز اره گئیتسه، گرک باغین فاتحه‌سین اوخیاسان. (بهترین باغ ده هم مال اسد بود که داد مهریه‌ی عالمه. میگم عالمه جوونه. اگه این دختره شوهر کنه، باید فاتحه‌ی باغو بخونی.)
شکور پک محکمی به سیگارش زد. خودش هم قبلا به این قضیه فکر کرده بود. باغ را بیش از عالمه سهم برادرزاده‌هایش می‌دانست. اما حفظ ظاهر می

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پرنیا

    0

    واسه یه باغ دوتا زندگی رو میخوان نابود کنن

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    😢😢

    ۱۲ ماه پیش
  • زهرا

    0

    ک اینطور ، رمان خوبیه ولی چرا قدیما همشون دوتا زن میگرفتن بعد افتخار هممیکردن

    ۱ سال پیش
  • فاطمه اصغری | نویسنده رمان

    به خیالشون از زن و بچه‌ی برادرشون حمایت می‌کردن. ولی همیشه قضیه اینطوری پیش نمیرفته.😢

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️