پارت صد و پنجم :

به مریم از سرگیجه‌های مرگ‌بارش گفته بود و او چند قرص جدید به قرص‌های قبلش اضافه کرد. حالش از این همه دارو بد بود... کاش همه‌ی بیماری‌اش با مرگ آریا نابود می‌شد! کاش!
صدای طوبی را از پشت در بسته می‌شنید:
- کار نهال هم خیلی زشت بود! آبرویی برای خانواده‌ی پسر بیچاره نگذاشت! نباید توی مسائل خانوادگیشون دخالت می‌کرد!
دختر با حرص صورتش را به بالش کوبید و با دهان بسته جیغ خفه‌ای کش

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • sky

    2

    مطمئنا آدمای کوته فکری مثل طوبی، دختر رو کمتر از پسر، آبرو و حرف مردم میدونن! و حتما همیشه جوابی در آستین دارن. نمیدونم کی نسل همچین به اصطلاح آدمایی از روی زمین کنده میشه؟!

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    کاش نهال میگفت اگه پسرت دخترت رو میکشت بازم همین حرفومیزدی

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️