پارت صد و پنجم :
به مریم از سرگیجههای مرگبارش گفته بود و او چند قرص جدید به قرصهای قبلش اضافه کرد. حالش از این همه دارو بد بود... کاش همهی بیماریاش با مرگ آریا نابود میشد! کاش!
صدای طوبی را از پشت در بسته میشنید:
- کار نهال هم خیلی زشت بود! آبرویی برای خانوادهی پسر بیچاره نگذاشت! نباید توی مسائل خانوادگیشون دخالت میکرد!
دختر با حرص صورتش را به بالش کوبید و با دهان بسته جیغ خفهای کش
لطفا صبر کنید...

sky
2مطمئنا آدمای کوته فکری مثل طوبی، دختر رو کمتر از پسر، آبرو و حرف مردم میدونن! و حتما همیشه جوابی در آستین دارن. نمیدونم کی نسل همچین به اصطلاح آدمایی از روی زمین کنده میشه؟!