پارت پنجاه و هفتم :

طرف با سطل زباله مستقیم سمت آرمان رفت. آرمان درحالی که با حساسیت و حرص عینک زاپاس شکستش رو نگاه می‌کرد، ریلکس لگدی از پهلو بهش زد و اون هم تقریبا با جدول یکی شد.
- اه نگار این از این یکی عینکم اونم ار اون یکیش که چیز پدرسگت شکوندش.
با خوشحالی تک خنده‌ای به جنازه‌ی سه تا قلچماقی که حسابشون رو رسیدیم کردم. نفسم بالا نمیومد:
- دوست پسرم؟
امیر با حرص از پشت گردنم رو گرفت و درحالی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۸۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    3

    آرمان میگه چیز پدرسگت😂 وای این 4تا دوباره رابطه شون خوب بشه 😢 💔رضا نگران رویا شده🥲 بابا پاشید برید بیمارستان اَه😒 وای برعکس شد پارمیس مهردادو نجات داد😂 من الان تو همه جام عروسیه وای مهرداد و پارمیس 💃 💃 💃بابا 💋ماچ اش میکردی دیگه 😩من گفته بودم دخترمون چشم اش و میگیره.یکی پسر رضاو نجات بده🤣

    ۷ ماه پیش
  • مهسا

    1

    اگه پارمیس و مهرداد همو دوست دارن، پس این وسط یاسین چی میشه

    ۷ ماه پیش
  • mahya

    1

    وایییییییییی از همون اول منتظر این شیپ بودممممم حمیده این دوتا برای هممممممم

    ۸ ماه پیش
  • Helia

    1

    مهرداد منظورت چیه پس یاسین چی

    ۹ ماه پیش
  • گیسو کمند

    4

    ای داد بی داد مهرداد هم عاشق پارمیس شد ،حالا یاسین چی میشه

    ۱۲ ماه پیش
  • رادمان

    0

    پس من چی؟😪

    ۱ سال پیش
  • Roghayyeh

    9

    نگار عجب نظر تخصصی دادی😂دیدید گفتم مهرداد از پارمیس خوشش میاد

    ۱ سال پیش
  • نیلا

    10

    اقا من اصلا از همون وقتی که قضیه ی دعواشون پیش اومد و بعدش تتوی مهرداد و اینا شیپشون میکردم😔 خیلی به هم میان

    ۱ سال پیش
  • Saba

    1

    هیچی جانم همه به چوخ میرن😌 آیوار من کجاسسسسس

    ۱ سال پیش
  • هههههه

    12

    واییییییی مهرداد خوشگل و جیگر و جاذابم🛐🛐🛐🛐 واقعا شیپ جیگرین

    ۱ سال پیش
  • فری شونم

    4

    منم یه دوستی مثل پارمیس دارم خیلی خوبه 😂🤣

    ۱ سال پیش
  • چیز هستم

    7

    حقیقتا چیز معناهای زیادی داره تو این رمان تو فصل ۳ چیز دسته بیل پسرا بود الان شده دوسپر نگار میترسم فردا یکی بیاد بگه چیز بعد دعوای ناموسی شه

    ۱ سال پیش
  • رضوانه

    3

    فقط حالت کارشناسی نگار 😂😂😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • آنیا

    7

    خدالعنتت کنه مهرداد🤣🤣🤣🤣🤣🤣فقط تجزیه وتحلیل نگاربلکه بخودش نه ب چاک سینش خیره بوده😁🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😁😁😁

    ۱ سال پیش
  • اوا

    1

    بچه ها نگار با میلاد ازدواج میکنه، به نظرم سورن یه پوشش، حالا ببینن *** گفتم

    ۱ سال پیش
  • باران

    1

    چرا هیچ اسمی از آیوار نیست

    ۱ سال پیش
  • Zzz

    5

    همیشه پای یه *** در میمونه حتی تو زندگی مهرداد

    ۱ سال پیش
  • ...

    4

    واااییی لام..صب چررا پای یه *** مذکر تو زندگی من درمیون نیس؟؟🫤 تا چشم کار میکنه سیاهه یا از بی مویی برق میزنه...😑🤣

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️