پارت پنجاه و چهارم :

به سمت راه پله های مارپیچ کنار سالن رفتیم . نورهای کوچک و طلایی روی دیوار ، سایه‌های کشداری از پیکر ما بر روی دیوارهای سفید و صیقلی منعکس ‌کردند. سکوتی سنگین بین من و رایان حاکم شد، تا اینکه صدایش را شنیدم:
_ کسی… کسی توی زندگیته؟
پایم بر روی دومین پله خشک شد. سرم را آرام بالا آوردم و به او، که روی پله چهارم ایستاده بود، چشم دوختم. صورتش در خنثی‌ترین حالت ممکن بود، نه نشانی از کن

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • Sky

    0

    حس میکنم با گفتن: به طبقه سوم نرو خواست لنا رو تح.ریک کنه ک بره اونجا اتفاقا

    ۹ ماه پیش
  • فاطی

    0

    بله کمی تامل..بعضی ها از روی ترس و بدون فکر سری که درد نمیکند دستمال میبندن..و بشر دوپا چه انسانهای عجیبی هستند

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطی

    0

    و آدمها چه خیالهای باطلی در سر میپرورانن..دوست دارم به جایی خیره بشوم بدون هیچ حرفی ذهن و مغزم را آزاد بگذارم تا رها شود از اینهمه فکر..خسته ام

    ۱۰ ماه پیش
  • فاطی

    0

    وای چه خوب که میتونم نظر بدم..حیف که چندتا پارت نظر میدم بسته میشه تا فردا..پارت های هیجانی رو ازدست دادم نتونستم نظر بدم..نویسنده عزیزم شرمنده

    ۱۰ ماه پیش
  • آذر

    1

    اره بابا معلومه که نقشه اس. ولی بازم چی مشد واقعا رمان عاشقانه هم بود؟ بدون عشق واقعا رمان انگار یچیزی کم داره. من خیلی وقته رایان و لنا رو باهم شیپ کردم🥲🙄

    ۱۲ ماه پیش
  • ...

    1

    رایان خیلی یخه و من شخصیتشو خیلی ضعیف میبینم به نظرم دختری مثل بنا یک مرد محکم میخواد

    ۱۲ ماه پیش
  • حیف

    1

    حیف لناست حروم رایان بشه

    ۱۲ ماه پیش
  • رزی

    1

    اتفاقا رایان و لنا خیلی بهم میان

    ۱۲ ماه پیش
  • آذر

    0

    دقیقا👏👍 منم همین نظرو دارم.

    ۱۲ ماه پیش
  • رزیتا

    1

    من یک سوال دارم اگه عقلانی فکر کنی یک نویسنده دو بار از یک مورد استفاده نمیکنه پس رایان و اریو نمیتونن هر دو پلیس باشند پس رایان کیه؟

    ۱۲ ماه پیش
  • لایف استم

    1

    رایان باید پلیس باشه و گرنه چرا گفت طبقه سوم نرو حتما اونجا دستگاه شهودی چیزی هست

    ۱۲ ماه پیش
  • افسون

    1

    نه طبقه سوم باید ماجراش یک چیز دیگر باشه

    ۱۲ ماه پیش
  • آذر

    1

    نه فکر نکنم همچین چیزی باشه. فکر هم نکنم رایان پلیس باشه. من میگم شاید همینجوری گفته تا لنا رو امتحان کنه بعد که لنا میخاد بره طبقه سوم غافلگیرش کنه،فقط یه حدسه.

    ۱۲ ماه پیش
  • ریا

    1

    یک چیز عجیبی به نظرم توی این خونه هست چون لنا با لباس بیرون خوابید ولی صبح که بلند شد گیج بود و لباساش عوض شده بود اگه پلیس بودند که اینکارو نمیکردمد

    ۱۲ ماه پیش
  • آذر

    0

    آرهههه اونجا که گفت لباس خواب تنش بوده😂🤦 ♀️ کار رایان باشه؟ یا هم چون نوشته رمان ترسناک هم هست من میگم منظورش از ترسناک همین جن و اینا نباشه؟ شاید کار جن باشه😂

    ۱۲ ماه پیش
  • المیرا

    1

    نه بابا فکر نمبکنم اخه جن؟؟؟😂😂

    ۱۲ ماه پیش
  • آذر

    1

    آره رایان که پلیس نیست، آریو هم حسام گفت یه سرباز ساده ست. سوال همین جاست! رایان کیه و اینکه هدفش چیه ازین یهویی پیدا شدنش. شاید هدف شخصی داشته باشه، یه کینه و خصومت شخصی با لنا، شاید هم با حسام نقشه ریختن.

    ۱۲ ماه پیش
  • رسا

    1

    اگه کینه ای از لنا داشت یعنی قبلا باید لنا میدیدش و میشناختش ولی اصلا لنا ابراز اشنایی نمیکنه پس کی کینه ایجاد شد

    ۱۲ ماه پیش
  • آذر

    0

    خب شاید غیر مستقیم بوده، تو بعضی رمانا هم همینجوریه، طرف خبر نداره ولی یکی ازش متنفره و ازش کینه به دل داره. شاید فراموشی موقت گرفته باشه؟🙄

    ۱۲ ماه پیش
  • المیرا

    0

    اره یکم بهش میخوره که فراموشی داشته باشه

    ۱۲ ماه پیش
  • آذر

    1

    تو پارتای قبل تر حسام هی با گوشیش ور میرفت و چیزی تایپ می کرد این مورد واسم شک برانگیزه بعدشم که این رایان یهو پیداش شد.

    ۱۲ ماه پیش
  • رزیتا

    1

    برداشت من این بود که به رایان یا آریو خبر داد البته فقط حدس زدم🤔🤔

    ۱۲ ماه پیش
  • آذر

    1

    آره اینم میشه باشه

    ۱۲ ماه پیش
  • ا…ددت

    2

    دقبقه بعد اینکه پیام داد سر و کله رایان پیدا شد

    ۱۲ ماه پیش
  • .....

    2

    منی که هنوز منتظرم اون پسره آریو که خودشو پلیس جا زده بود وارد داستان شه حس میکنم رفتار رایان نقشه اس

    ۱۲ ماه پیش
  • لایف

    0

    اره منم همینطور

    ۱۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!