پارت سی :

-البته معلم خوب هم رو روند پیشرفت تاثیر به سزایی داشته.
-اون که صد در صد، لیلا اون صدای چیه؟
ذغالی را که داشت دست و پای می زد و سروصدا می کرد را نشانش می دهم.
-گشنه اشه؟
-نه غذاشو خورده، وقت خوابشه، می خواد بذارمش رو سینه ام تا صدای قلبمو نشنوه آروم نمیشه.
شهاب چشمانش را ریز می کند و پدر سوخته ای نثار ذغالی می کند.
-قطع کنم؟
-نه کارتو انجام بده، می خوام ببینم چطور می خ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۲۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • م

    1

    گربه نیاز به مراقبت داشت،شیر بهش بده بذاره یه گوشه ،چرا یه حیوون که ممکنه هزارتا بیماری داشته باشه توبغلش بخوابونه اونم بدون لباس،چندشم میشه گربه بغل می کنه 🙏

    ۱ سال پیش
  • امیری

    2

    رمان خوبی هست عبرت اموزه

    ۱ سال پیش
  • نسرین

    0

    لیلا زودواداد رودوس نداشتم

    ۱ سال پیش
کپی شد!