پارت چهل و پنجم :


همراه با زینب به اتاق بر می‌گردم و سعی می‌کنم طوری رفتار کنم که زینب فکر کند موضوع برایم اهمیت ندارد و نترسیده‌ام. زینب زیر پتو می‌رود.

- بیا بخواب. فردا به مادر میگم تا...

میان حرف زینب می‌پرم تا مبادا از امشب برای کسی صحبت کند.

- نباید به کسی چیزی بگی. دخالت بقیه فقط کار رو خراب‌تر می‌کنه.

- آخه!

کنی صدایم را بلند می‌کنم تا از لرزش صدایم کم کن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!