از عمق شب به قلم فاطمه اصغری
پارت ده :
آتشی که به جان پیرمرد افتاده حالش را جا میآورد. عباد سعی دارد با صدای بلند او را بترساند و عطا به این فکر میکند که تکنیک این پیرمرد برای ادب کردن اطرافیانش همین جذبه و صدای بلند بوده. سرخوش از بوی سوختگی طرف مقابل، لحظهای چشم روی خشم بسته و با صدا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

شهناز
0جالبه خسته نباشی اما خیلی یکدفعگی از بچگی به بزرگسالی نرسید خوب بود یک کم از مشکلات. مادرش داستان پیش بره