پارت هفده :

-حتما اونم با دختر و خانواده ای که شما میگین وگرنه بابا بدون شرط و شروط هیچ کمکی به کیارش نمی کنه. مثلا بابا خیلی برای من جهاز خرید؟ چون حمید مورد قبول بابا نبود یه قرون برام خرج نکرد، خودم با کار کردن تو دوران نامزدی و وام ازدواج جهاز خریدم.
-چرا داری گذشته رو شخم میزنی لیلا؟ چی عایدت میشه؟
-گذشته ی من آینده ی کیارشه، نمیذارم مثل من ازش سواستفاده کنید. شما تغییری نکردید همون پدر قب

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۳۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زینب حیدرزاده

    0

    شناختن فرد ناشناس و تصمیمش

    ۱ سال پیش
  • هستی

    0

    باید تا آخرش بخونم

    ۱ سال پیش
  • معصومه

    0

    بله خیلی جالبه

    ۱ سال پیش
  • فرخنده

    0

    کلا به خواندن داستان و رمان و پیگیری ماجرا علاقه دارم

    ۱ سال پیش
  • سوگل

    0

    تا الان بد نبود ولی چرا وسط پارت ها داستان قعط میشه دوباره باید از پارت اول شروع کنیم تا پارت مورد نظر اینجوری معنی داستان رو متوجه نمیشم

    ۱ سال پیش
  • سعیده براز | نویسنده رمان

    شاید نت وخاموش کردین می تونید به پشتیبانی هم پیام بدید

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    0

    تمام مالکیت به لیلاداره که اینطورداره براش می چینه کی که امیدش ازنامیدی لیلاست🙏

    ۱ سال پیش
  • هستی

    0

    در مقابل مامانه کوتاه نمیام داره ناحق حرف میزنه

    ۱ سال پیش
  • شبنم

    0

    خوب و عالی وخوشم اومد منتظرم ببینم چی میشه این فرد غریبه کیه؟وچه اتفاقی میفته،دلم میخواد خوب پیش بره موفق بشه

    ۱ سال پیش
  • شهره

    0

    داستان جذابیه میخوام ببینم اون غریبه کی میتونه باشه ایااا ؟

    ۱ سال پیش
کپی شد!