پارت چهل و پنجم :

«شیش ساعت بعد_جلوی درب خوابگاه دخترونه»
با بی‌حوصلگی اما احتیاط درب شاسی بلند بابای پارمیس رو بستم. انقدر کمر و پاهام درد می‌کرد که همونجا چند ثانیه پیشونیم رو به شاسی بلند تکیه دادم. ای خستگیِ نامرد نگذاشت از شاسی بلند لذت ببرم!
هنوز به عصر نرسیدیم ولی هوا عجیب ابری بود؛ باد شرجی و پر از گرد و خاکی همش مقنعم رو توی صورتم می‌کوبید.
رویا فقط ازمون خواست بریم خوابگاه اما اعظمÛ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    2

    واقعا فقط نگار از دوست پسر شانس آورد و واقعا آیوار فقط برای نگار خوب بود برای بقیه نه. به خاطر خشن بودنش و طراحی این بازی مسخره و اسیب زدن به روح و روان دیگران. واای نه رویا، رویای قشنگ موخرمایی من 😭 💔 سه قولو ها و آیوار همین حالا خون شون حلال شد 😢 😅 💔

    ۷ ماه پیش
  • سبز

    2

    بچه ها نگار با تبر رفت خوابگاه پوینده؟

    ۱ سال پیش
  • نرگس فن نگار

    1

    بله رفت خوابگاه پوینده اونم چه رفتنی کسی میدونه پارت چندم بود به این خانوم بگین بره بخونش

    ۱ سال پیش
  • سبز

    1

    مرسی خودم رسیدم به اون پارت

    ۱ سال پیش
  • مهسا

    0

    تو فصل قبلی بود

    ۷ ماه پیش
  • هلی

    2

    دوباره دارم میخونمش وقتی تمثم شد حس کزدم زندگی منم تموم شد خیلی بهش وابسته شده بودممم

    ۷ ماه پیش
  • Death

    7

    وای وای اون دفه که بخاطر یاسی با قفل فرمول افتاد بجونه سپهر حالا با تبررر میره به جنگ اون دیوثااااا😱😂

    ۱۲ ماه پیش
  • .....

    6

    من فک کردم به رویا *** شده

    ۱ سال پیش
  • فن آیوار و نگار

    3

    بچه های پوینده ***تون رو بچسبید نگار ***تون نکنه..

    ۱ سال پیش
  • Asma

    1

    جذاب ترینش داخل این پارت قطعا رویا

    ۱ سال پیش
  • Nafas

    1

    چون رمان و دوست دارم

    ۱ سال پیش
  • حدیثه

    5

    واییییی بچه ها یادتونه توی جلد قبل یه فلش بک به اینده بود کت نگتر با تبر رفت خوابگاه پسرونه سراغ سورن فک کنم این گپ سورن درست کردهه واییی تنها حدسی که میتونم بزنم همینهه

    ۱ سال پیش
  • رها

    2

    اون که داخل همین پارتا بود سیسی

    ۱ سال پیش
  • زن امیرلاشی

    5

    چرا رویا کچل کرد؟براچی؟؟؟💔🥲*یرم تو *** کسی ک برایییییییییییی رویا پاپوش درست کردند.

    ۱ سال پیش
  • موجود دوپا

    12

    من اولش فکر کردم یکی به رویا *** کرده حمیده مرسی ازت یه جوری رمانو نوشتی که حدسش خیلی خیلییی سختِ

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    5

    ببخشید وسط حرافای شاعرانه ام کلی اشتباه تایپ یه ولی شما به اصل موضوع نگاه کنن

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    15

    واقعا از مردا یا حتی زنایی که بخاطر منافع شون با احساسات دیگران بازی میکنم یا بخاطر وقت گذرانی حتی حاظرن با آبروی دخترای دیگه بازی کنم بدم میاد به نظر من جرم این اشخاص حتی از کسی که کسی رو به قتل رسانده هم بیشتره

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    13

    ولی جدا از شوخی ما دخترا درسته تشنه ی محبت و توجه هستیم ولی اینکه بشینم و به ما به عنوان چند دختر خراب نگاه کنند واقعا ادمو اذیت می کنه انگار که روحتو به درد میاره

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    20

    خوابگاه پسرانه ی پوینده با نهایت احترام نشیمنگاه تون رو بچسبید که نگار میخواد نصفش کنه🤣

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️