پارت صد و نود :


- نفس نبر دختر که نفست رو می‌بُرم. زودتر بنال! بانو الف رو بگو کیه؟ دیدیم که همگی با هم دستتون تو یه کاسه‌اس!

بهجت گیج نگاهی به فرخ کرد.

- تا الان دوبار اسم بانو الف رو شنیدم و هر دوبار امشب و از زبون شما بوده خان.

من و فرخ مستاصل به هم نگاه کردیم.

- دروغ می‌گی مثل سگ!

فرخ مشتش را فشار می‌داد و دندان‌هایش را از عصبانیت روی هم می‌سایید.

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • پری

    0

    عالی بود و بسیار هیجانی یعنی کی داره با گلبهار حرف میزنه؟؟نکنه احمده؟یا نکنه مادر فرخه؟حتما دست وپا و دهن فرخم بستن که هرچی صدا میزد جواب نمیداد

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه

    1

    عالی وممنون قلم زیبایی داریدنویسنده عزیز

    ۱۲ ماه پیش
  • هاوژین

    1

    ای خدا هرچی سرما می یاد از سر دوستان است😔

    ۱۲ ماه پیش
  • م.ر

    1

    بسیار هیجانی🤗🤗

    ۱۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!