پارت صد و نود :
- نفس نبر دختر که نفست رو میبُرم. زودتر بنال! بانو الف رو بگو کیه؟ دیدیم که همگی با هم دستتون تو یه کاسهاس!
بهجت گیج نگاهی به فرخ کرد.
- تا الان دوبار اسم بانو الف رو شنیدم و هر دوبار امشب و از زبون شما بوده خان.
من و فرخ مستاصل به هم نگاه کردیم.
- دروغ میگی مثل سگ!
فرخ مشتش را فشار میداد و دندانهایش را از عصبانیت روی هم میسایید.
Ù
لطفا صبر کنید...

پری
0عالی بود و بسیار هیجانی یعنی کی داره با گلبهار حرف میزنه؟؟نکنه احمده؟یا نکنه مادر فرخه؟حتما دست وپا و دهن فرخم بستن که هرچی صدا میزد جواب نمیداد