طلایی تر از گندم به قلم آرزو رضایی انارستانی
پارت صد و نود :
- نفس نبر دختر که نفست رو میبُرم. زودتر بنال! بانو الف رو بگو کیه؟ دیدیم که همگی با هم دستتون تو یه کاسهاس!
بهجت گیج نگاهی به فرخ کرد.
- تا الان دوبار اسم بانو الف رو شنیدم و هر دوبار امشب و از زبون شما بوده خان.
من و فرخ مستاصل به هم نگاه کردیم.
- دروغ میگی مثل سگ!
فرخ مشتش را فشار میداد و دندانهایش را از عصبانیت روی هم میسایید.
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۵۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
پری
0عالی بود و بسیار هیجانی یعنی کی داره با گلبهار حرف میزنه؟؟نکنه احمده؟یا نکنه مادر فرخه؟حتما دست وپا و دهن فرخم بستن که هرچی صدا میزد جواب نمیداد