پارت صد و هشتاد و هشتم :


سهیلا مثل هنوز وقتی خانم عمارت سیف علی خان بود آرا و بیرا نداشت‌. با روی رنگ پریده و لباسی بلوز دامن خیاط‌دوز و ساده روبرویمان روی صندلی نشست.

جوراب‌های توری نازکش از روی زانو بالا رفته و زیر دامن سورمه‌ای رنگش گم شده بودند.

خدمتکار پیرش در سکوت چای و میوه جلویمان گذاشت و از مهمان‌خانه‌ی کوچک بیرون رفت.

زیاد طول نکشید که خانه‌ی او را در محله‌ی خلوت آم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Bahar

    0

    عالی مثل همیشه قلمتون مانا🙂🥰

    ۱۲ ماه پیش
  • A-a

    1

    عالی بود خسته نباشید ممنون👏👏👏🌹🌹🌹

    ۱۲ ماه پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!