پارت صد و هشتاد و هشتم :


سهیلا مثل هنوز وقتی خانم عمارت سیف علی خان بود آرا و بیرا نداشت‌. با روی رنگ پریده و لباسی بلوز دامن خیاط‌دوز و ساده روبرویمان روی صندلی نشست.

جوراب‌های توری نازکش از روی زانو بالا رفته و زیر دامن سورمه‌ای رنگش گم شده بودند.

خدمتکار پیرش در سکوت چای و میوه جلویمان گذاشت و از مهمان‌خانه‌ی کوچک بیرون رفت.

زیاد طول نکشید که خانه‌ی او را در محله‌ی خلوت آم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۵۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Bahar

    0

    عالی مثل همیشه قلمتون مانا🙂🥰

    ۱ سال پیش
  • A-a

    1

    عالی بود خسته نباشید ممنون👏👏👏🌹🌹🌹

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️