پارت هشتم :

مکث کوتاهی کرد و ادامه داد:


-مجبور بودم هر روز عذر یکی از کارگرام رو بخوام چون از پس حقوق شون برنمی‌اومدم، حاضر بودن حتی چند ماه بدون حقوق کار کنن ولی اخراج نشن ولی من حتی نمی‌دونستم این بختکی که به جون کارم افتاده کی ولم می‌کنه چه برس ...

در حال بارگذاری ادامه‌ی پارت هستیم. مشاهده ادامه‌ی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.

لطفا کمی صبر کنید ...

با تشکر از صبر و شکیبایی شما

کپی شد!