پارت چهل و پنجم :

در عمارت ورهرام رامی بیدار بود، همان لحظه که رازان با بوسه‌ای بر پیشانی‌اش از کنارش برخاست و پس از لحظاتی او را در اتاق تنها گذاشت، از خواب بیدار شد؛ اما واکنشی نشان نداد. تنها با شنیدن صدای بسته شدن در، چشمانش را گشود و نگاهش را به نقطه‌ای نامعلومی روی در دوخت. هنوز دقایقی نگذشته بود که ذهنش دوباره از افکار درهمی که برای فرار از آن‌ها به خواب پناه برده بود، پر شد و چون رو به سقف خوابیدØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    0

    کارشون راستی راستی چیه؟

    ۹ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    واسطه‌ی معاملات خلاف

    ۹ ماه پیش
  • فیونا

    1

    بعضی قسمت های این پارت حس دیدن فیلم رو داشت... تصویر سازی ها و تغییر صحنه ها که انگار مثل یه کات سینمایی، داستان رو به سکانس بعدی می برد. مثل نفس های هماهنگ رامی و رازان یا تضاد بین سکوت عمارت ورهرام و موسیقی رستوران رازان... و این خیلی قشنگ و همین طور جالب بود✨🤍

    ۱ سال پیش
  • مهدیه.ف | نویسنده رمان

    دادن این حس به مخاطب و تصویرسازی زنده رو خیلی دوست دارم، ممنون از نگاهت✨

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️