زیرگذر سرمستی به قلم مهشاد لسانی
پارت یازده :
«به هوش بودم از اول
که دل به کس نسپارم
شمایل تو بدیدم
نه عقل ماند و نه هوشم»
«سعدی شیرین سخن»
شب مهمان داشتیم.عمه و عمویم با بچه های سر و شلوغشان دعوت بودند.مادر اتاق مهمان خانه را که پشت اتاق وسط بود و در آن به راهروی بین اتاق وسط و آشپزخانه باز می شد،تمیز کرده بود.مهمان خانه به فرشهای دست باف لاکی رنگ مفروش بود و یک دست مبل سنگین ق
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۴۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
نازنین
1بنظرم لیما موذی تره البته فقط نظر شخصیمه😅
۳ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
😀😀😀😀 بعید نیست اما تو رمانای من هیچی قابل پیش بینی نیست
۳ ماه پیشفریبا
0دو تاشون رو دوست دارم به نظر من آرنگ
۶ ماه پیشهلن
0سلام نویسنده عزیز ممنون بابت رمان قشنگت🫂 به نظر من برای شخصیت لیما زودتر اون اتفاق رخ میده
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خواهش می کنم عزیزم.زودتر بخونید که بلافاصله بعد از اتمام از روی سایت برداشته میشه
۶ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم.اطلاعیه جدید رو چک کنید حتما
۶ ماه پیشزینب
1لیما شیطون تره
۷ ماه پیشهدی
0احتمالا لیما
۸ ماه پیشنجمه
0به نظر من آرنگ زود تر اتفاقات خاص میفته
۹ ماه پیشاکرم بانو
0ای بابا این پسر همسایه هم همش وقت دعوا و جیق و بزن بزن پیداش میشه
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
رفتن آوردنش پیداش نشد
۱ سال پیشباران
1تاحالاکه لیماموذی تربود، اگریهوعوض نشه اتفاق هم احتمالابرای اون میفته
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دختر زبلیه اما خب ارنگم زیاد اذیت می کنه قبول کن باران جون
۱ سال پیشباران
0بله درست میگی
۱ سال پیشاهوk
0سلام خانمی....لیما براش اون اتفاق حاصل می افته آرنگ موزیتره🤔🤔🤔
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنون برای نظر
۱ سال پیشفخری
0ممنون از رمان خوبت نویسنده جان خسته نباشی.امیدوارم بقیشم رایگان باشه🙏🏻❤🌹
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم
۱ سال پیشزهرا
1چقد خوب توصیف کردید، لیمای شیطون خدا کنه عاقبت خوبی داشته باشی
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
آن شاالله که داره
۱ سال پیشفاطی
0آدمها عاشق میشوند فارغ میشوند امان از وقتی که گرفتار بشن...
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
اگر گرفتار بشن مهم اینه که چطور مدیریتش کنن خراب نشه
۱ سال پیشفاطی
0دوست دارم فصل عاشقی بیاید پاییز برگ ریزان و روی صندلی راک بنشینم و خود را چای مهمان کنم و خاطرات عشق را مرور کنم
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
به به...مال رمان سرمستیه دیگه؟
۱ سال پیششیوا
0آرنگ خیلی موذیهههه
۱ سال پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
موافقم
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

شیرین
0تا اینجای داستان ک قشنگ بود خسته نباشید . ب نظرم آرنگ موذی تره