پارت نود و سوم :

مهراد با کلافگی لبه‌ی باغچه نشست و دست‌ها را ستون سر کرد، نیهان پرسید:
- من تنها برم یا میای باهام؟ حالشو داری؟
مهراد سر جنباند و لب زد:
- آره میام، برو تو ماشین!
با قدم‌های کوتاه و آهسته سمت ماشین رفتند و نشستند، مهراد همان‌طور که ماشین را روشن می‌کرد با اخم ظریفی گفت:
- ممنون که آبروم رو جلوی هستی حفظ کردی و حرفی از ندا نزدی!
- مخلصم کاری نکردم، اما... 
نگاهی به مهرا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۰۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • نفس

    2

    به نظر من که وقتی حسام برای بخشش پیش نیهان اومد نیهان یکم بیشتر ناز کنه تا درس عبرتی برای حسام بشه.

    ۵ سال پیش
  • Shila

    2

    حالم بد میشه از زیادی خوب بودن نیهان هر چقدرم خوب باشه و خوبی کنه بازم دلشومیشکنن پس تلاش بیخود نکنه اینجور محبت جلب کردند دوستی خاله خرسست کاش غرورش بیشتر بود تا به همه حالی میکرد خوبی وظیفه ن محبته

    ۵ سال پیش
  • نگین

    9

    انشاالله که حسام و نیهان میرن پیش هم و قضیه رو میگه و حسام عذرخواهی میکنه وای دلم قیلی ویلی میره وقتی فکر میکنم به عذرخواهی حسام اما نیهان هل ناز کردن نیست نیهان اگه ناز نکنی خفتتت

    ۵ سال پیش
  • نفس

    3

    اخی هستی بیچاره با تمام بدی هاش ولی بازم دلم سوخت ولی من میگم هستی با نیهان درست میشه رابطشون چونچون هستی فهمید نیهان نذاشته کارخونه شون برشکست بشه

    ۵ سال پیش
  • hana

    9

    خب این پارتم عاولی بود. فقطا فک کنم الام که نیهان حسامو میخواد حسام نمیخواد وقتی حسام بخواد نیهان نخواد😂😂

    ۵ سال پیش
  • رها

    5

    اخی دلم واست نیهان میسوزه خیلی سخته آدم سال تحویل کنار عشقش نباشه خدا کنه تا سال تحویل باهم آشتی کنن

    ۵ سال پیش
  • گوگولی

    4

    عالیه مرسی عزیزم نگارجون 😍هیجانیه

    ۵ سال پیش
  • رها

    16

    سلام بچه ها ب نظر شما بین نیهان و باباش چه حرف هایی زده شده دارم از کنجکاوی سکته میکنم مثل دادفر 😳😳😳😳

    ۵ سال پیش
  • معصومه

    29

    دلم ی زره ی زرها سوخت برای هستی .نیهان هم فکر کنم دلش برای هستی که اون همه بدی به نیهان کرده دلش یکم سوخت که ب مهرداد اون حرف هارا زد یک حسی به من میگه نیهان امشب سال تحویل پیش حسامه

    ۵ سال پیش
  • naznin

    9

    کاش تحویل سال پیشش نباشه اونجای حسام بسوزه

    ۵ سال پیش
  • فرناز

    17

    دوس ندارم نیهان انقدر پی حسام باشه و حسام انگار ن انگار بابا یکم ناز کن🙄🙄

    ۵ سال پیش
  • ایرسا

    11

    ای بابا چند پارته که حسام خبری ازش نیست این پذرتم خیلی کم بود کلا موندم تو خماری🥺

    ۵ سال پیش
  • رکسانا

    11

    ای خِدا حالا من که تا فردا از فضولی نه ها از کنجکاویییی میمیرم 😂😢😜😜

    ۵ سال پیش
  • بنده خدا

    3

    بله😊

    ۵ سال پیش
  • Fatemeh

    14

    نسبت ب پارتای قبلی خیلی کم بودش:/ بیشتر هم ک در مورد هستی و مهراد بود! ینی بابای نیهان چی گفتش..؟!!!

    ۵ سال پیش
  • سمیرا

    8

    الان چند پارت که حسام پیدا نیست، معلوم نیست کجا گم و گور شده🙂

    ۵ سال پیش
  • آرزو

    20

    دوست دارم نیهان ناز کنه پیشه حسام نره چون حق نیهان این نبودکه بیکسو کار ولش کنه باید صبر میکرد به خاطر رابطش با نیهانم که شده حرفهای پدر نیهانن می شنید یا اصلا نبهان ول نمی کرد

    ۵ سال پیش
کپی شد!