زیرگذر سرمستی به قلم مهشاد لسانی
پارت ششم :
پسر خانواده شتابی،محمدرضا، هم مثل خودشان شاعر مسلک و هنردوست بود.کمی از من بزرگتر بود و گاهی اوقات آنقدر خجالتی بود و خودش را قایم می کرد که انگار وجود ندارد.آرنگ به او می گفت:ضعیفه ی صورتی! چون خجالتی بود و خانه شان پر از رزهای پایه بلند صورتی بود.< ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

اکرم بانو
0واسم جالبه،شاید چون هیچ وقت برادر نداشتم باهم اینجوری دعواکنیم