رویای آشفته به قلم سمیه هرمزی
پارت نود و دوم :
خورشید دارد غروب میکند همچون افول قرار کوروش.ابرهای سیاه در آسمان بیشتر میشود،چون سیاهی جلوی چشمان او.نم باران بر پشت گردنش میافتد ،چون قطره اشکی بر گونهاش،هوا قرمز شده است؛سرخ، مثال تیشرت خونی کوروش.باد در میان درختان میپیچد چون درد در میان تنش.صدای بد زنگ چون طبل بر مغزش میکوبد.در که باز میشود کوروش منتظر ساعد نمیماند تا ساعد الکی و وقت تلف کن توضیح دهد که بازهم می
مطالعهی این پارت حدودا ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

سمیه هرمزی | نویسنده رمان
ممنون از همراهیتون
۱ سال پیشامیر
1غیرت کورش نسبت به بستگان مهر ای ول دارد ای کاش تیر به قلب پدر بی غیرتش بخورد تا شروین
۱ سال پیش
سمیه هرمزی | نویسنده رمان
بله درسته اگر مهر خمایت پدری داشت هیچوقت کار به اینجاها نمی کشید
۱ سال پیشصدف
1چه جای حساسی تموم شد
۱ سال پیشماهرخ
2احتمالا شروین خودکشی کرد
۱ سال پیشHadis
1امیدوارم که به شکیبا شلیک نکرده باشه
۱ سال پیشNarges.g
1تف به روت شروینه روانی..نکنه به شکیبا شلیک کرده ؟؟ ، نویسنده عزیز میشه یبار با پارت هدیه مارو خوشحال کنید؟ مخصوصا الان که جای هیجانیشه
۱ سال پیشساناز
0💜💙❤️🩶🩵💚🧡💛🤍🤎
۱ سال پیشساناز
3خداروشکر که مهرآیین پیدا شد انشالله که شروین خودکشی کرده باشه بره به درک
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فخری
5ممنون از رمان خوبت نویسنده جان رمان عالیه دستت طلا عزیزم قلمت ماندگار. خدا کنه مهر زنده باشه ❤❤🌹🌹