پارت چهل و یک :

سوی دیگر؛ مقابل چشمان خیره‌ی رامی، در خانه باز شد و او که خروج بامداد را دید به‌سمت در میله‌ای باغ چرخید و بی‌توجه به هومن که نگاه به چهره‌اش دوخته بود، قدم سوی در برداشت و با لبخندی ملایم هم‌صحبت نشاط شد.

- خب اسم این خانم خوشگل چیه؟

نشاط به شکل بانمکی کمی خود را از رامی فاصله داد و لبخند به لب نگاهش را به چشمان او دوخت سپس زیرلب شیطنتش را به رخ کشید.

- چیه؟!
<

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • Negin j

    2

    جدا از اینکه هومن معمولاً حرفاش آدمو می خندونه، دلم برای خودش و عشق یکطرفه ش می سوزه واقعاً...

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    9

    بعضی دیالوگا خیلی سنگینه،چندبار ازاول میخونم،مغزم رگ به رگ شد،چطور نوشتینش😵 💫

    ۹ ماه پیش
  • فخری

    0

    ممنون از رمان خوبت مهدیه جان خدا قوت به دستان توانات 🙏🏻🌹❤

    ۱۲ ماه پیش
  • فاطمه

    0

    قلم بسیاررررر زیبا؛ رمان معرکه❤

    ۱ سال پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    ممنون از نگاهت زیبا🫶🏼

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    قلم بسیاررررر زیبا؛ رمان معرکه❤

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️