پارت سی و نهم :

در آن‌سوی باغ؛ در اتاق زیرزمینی توسط حنیف باز شد و نشاط را روی زمین گذاشت سپس خود بدون اینکه بخواهد حتی بامداد را ببیند به عقب برگشت. نشاط با دیدن بامداد ذوق‌زده شد اما چون حال بهم‌ریخته‌ی هومن و اوضاع بحث خانه رویش تأثیر گذاشته بود، نتوانست ذوقش را به‌خوبی نشان دهد. تنها به سمت بامداد دوید و در آغوش پناهگاه پدرش که ایستاده بود، پناه یافت. دست کوچکش را دور گردن بامداد حلقه کرد و پیش از

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۱۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • نه..

    2

    این عطر وانیل رامی اسم داره؟ برم بخرررم

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    اسم بخصوصی نه

    ۸ ماه پیش
  • ...

    0

    Tobacco vanille و vanila *** تام فورد و vabille bouquel بوی وانیل دارن

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️