ازدواج سیاه سفید به قلم مرضیه نعمتی
پارت هفتاد و ششم :
مبینا چتری موهای قهوهای لختش را که از شالش بیرون ریخته بود کنار زد و گفت:
ـ میخواستم باهاتون کلاس خصوصی بردارم.
لبخندی بر لب مهدیس نشست و به شوخی گفت:
ـ مطمئنی؟
مبینا متعجب شد:
ـ چطور؟
ـ از من بهترم هست تو این آموزشگاه.
مبینا لب گزید و گفت:
ـ وای نگید خانم مهدوی! شما بهترینید. خیلیا دوست دارند تو کلاسای شما باشن.
ـ نظر لطفته عزیزم.
ـ حالا وقت دارید
مطالعهی این پارت کمتر از ۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
اسرا
0خوب متاسفانه ذات انسان اینجوروقتی ازکسی که باهاش زندگی میکنه محبت نبینه بیرون ازخونه پیدامیکنه کوچک بزرگ زن مردنداره😑🙏💋💞
۱۰ ماه پیشمیم
2ای وای یعنی راسته خیانت کرده؟ 🤔😠🙏🏻❤️
۱۰ ماه پیشSedna
1نه بابا اخلاق جلیل باخیانت جورنیست به قول خودش سیمین برای هفت پشتش بسه😂😂😂
۱۰ ماه پیشاکرم بانو
0اقا جلیلم بله......
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آمنه
0عالی بود یعنی میتوانم خیلی زیبا مشکلات افراد جامعه رو توی نوشته هاتون بیان میکنید امیدوارم که کیوان گندی نداشته باشه من از خیانت خیلی بدم میاد