پارت بیست و پنجم :

هومن از کنار ستون مربعی و پر از کنده‌کاری گذشت و درست وسط سالن که ایستاد، سر به سمت راست چرخاند و نگاهش را به مردی با اندام ورزیده و ورزشی که پشت به او، مشت‌های محکم و نیرومندش را به کیسه‌بوکس قرمزرنگ می‌کوفت، دوخت. کنار صوت ضربات مشت مرد، صوت نفس‌های سریعش را شنید و همزمان با لغزش قطرات عرق روی پیشانی، شقیقه و بدن مرد، چشمانش را ریز شده به گرمکن مشکی و نسبتاً کهنه‌ای دوخت که روی زمین

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۲۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سرو

    2

    وای تا الان که رمان عالی بود نکنه بامداد برادر رامدخت حس من این رو میگه

    ۹ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    شااااایدم🫣

    ۹ ماه پیش
  • اکرم بانوا

    1

    اوه این دیگه ازکجاپیداش شد... ینی هومن از اول برای انتقام اومده بعد عاشق شده؟خوب میشه جناب بامداد هم عاشق رازان بشه

    ۹ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    هومن؟ نه، قضیه فراتر از ایناست

    ۹ ماه پیش
  • آذر

    0

    نهههه امیدوارم این اسم اصلیش نباشه 😭شخصیت اصلی مرد باید اسم خاص و خوشگل داشته باشه! چرا نوزاد؟ نکنه رامی خواهرش باشه؟؟؟ رامی رو ایرج وقتی نوزاد بود آوردتش خونش.😱

    ۱۱ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    خوبه... داری پازل رو کامل میکنی!

    ۱۰ ماه پیش
  • فخری

    0

    نکنه بامداد برادر رامیه.ممنون از رمان خوبت خسته نباشی عزیزم قلمت ماندگار ❤🌹🙏🏻

    ۱۲ ماه پیش
  • فیونا

    1

    ایرج و بامداد دقیقا چه ربطی می تونن با هم داشته باشن؟ ایرج کسیه که این ژانر فراوحشت و برای زندگی بامداد ساخته؟ برای چی این یارو باید بیست سال منتظر باشه؟

    ۱ سال پیش
  • مهدیه.ف | نویسنده رمان

    همه‌چیز به مرور روشن میشه، ناجوری گره‌های زیادی داره و داستان یه داستان طولانی و عمیقه؛ جواب سوالات رو دونه‌دونه میگیری، جواب‌هایی که همه به گذشته‌ی ایرج مربوط هستن.

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️