هیچ کسان 4 (ریونیز) به قلم sober
پارت ششم :
بیست دقیقهای میشد که به سمت خونهی کینیا در حرکت بودیم.از قرار معلوم خونهش توی یکی از روستاهای اطراف بود.تا اون لحظه چند روستا رو پشت سر گذاشته بودیم.احساس کردم داریم از شهر خارج میشیم.کمکم داشتم بهش مشکوک میشدم.
پرسیدم: «خونهتون دقیقا ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

دوقلو افسانه ای
0اه اه این کی نیا هم تو مخه ها چقدر نفهمه