پارت چهل و ششم :

نفس عصبانی کشید و رنگ سیاه چشمانش از عصبانیت سرخ و سرخ تر می شدند انگار که دو گلوله ی آتش بودند. پشتش را به گارونا کرد و با قدم های محکم و در حالیکه شانه هایش قدرتمند با هر قدم تاب می خوردند جلو رفت و با عصبانیت به چهره ی خودش توی آینه نگریست. جفت دستانش را محکم به دو طرف میز سنگی مرمر کوبید و با فریادی که از خشم کشید موهایش توی هوا پریدند و شیشه های قصر به لرز افتادند. شخصی که پشت دیوار فالگو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۹۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • طوفان

    0

    ای خداااا خیلی بده که کسی تورو به خاطر خودت نخواد ولی لارا جان ایزاکین تورو به خاطر خودت میخواد نگران نباش دخترکم 😭🥺🖤⚔️🗡️

    ۴ ماه پیش
  • بید مجنون

    0

    من نفهمیدم اگه زایا رفته بود به قصر که جاسوسی بکنه حتما ملکه فمیده بوده که به شکل اون یه شیطان فرستاده بود که لرد رو گول بزنه پس چطور تو این پارت زایا هنوز داره جاسوسی میکنه؟

    ۴ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    زایا هم تغییر شکل دهندست دیگه میتونه شکل هرکسی میخواد در بیاد

    ۴ ماه پیش
  • بتمن کاکل به سر

    2

    به قرآن وقتی که این رمان رو میخونم تمامی تصاویرش جلو چشمم میاد واییییییییییی خیلییییییی خوبههه

    ۸ ماه پیش
  • زهرا

    0

    اره درسته این رمان عالیه و اینکه خودتم قوه تخیلت بالاس بخاطر اونه

    ۷ ماه پیش
  • Lily

    0

    عالییی بعد چند ماه امدم دوباره رمان بخونم اونم نه واسه هیچکس رو فقط خودت حدیث جونن✨👌🏻🤩

    ۱۱ ماه پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    قشنگممم🥹❤️‍🔥

    ۱۱ ماه پیش
  • نازنین

    1

    این لرد تاریکی خیلی باحاله من از شخصیتش بسیار بسیار لذت مبیبرم و خیلی هم بامزه و جذاب رفتار میکند امیدوارم این رمان تا آخر همچون زیبا ،معمایی،بخش،زیبا،باحال،طنز و البته با وجودلرد تاریکی و. ممنون ازز

    ۱ سال پیش
  • نازنین

    1

    این لرد تاریکی خیلی باحاله من از شخصیتش بسیار بسیار لذت مبیبرم و خیلی هم بامزه و جذاب رفتار میکند امیدوارم این رمان تا آخر همچون زیبا ،معمایی،بخش،زیبا،باحال،طنز و البته با وجودلرد تاریکی و. ممنون ازز

    ۱ سال پیش
  • زهرا

    4

    خیلی قشنگ بود ولی ای کاش روزای پارت گذاری بیشتر بود

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    1

    اون بوسه خواب بود😢😢😢پس نقشه چی شد؟اونا که مردم رو کشتن

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    3

    در انتظار پارت میسوزیم و میسازیم ....بابا تروخدا یکم بما رحم کن با اینهمه هیجان چیکار کنیم؟؟؟

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    0

    من همیشه عاشق این داستان رومی درباره ی مدوسا هستم اینکه به مدوسا *** میشه و الهه آتنا به جای اینکه مجاور رو مجازات کنه مدوسا رو مجازات کرد وومن همیشه مدوسا رو بابت شجاعتش مقابل مشکلات رو تحسین میکردم

    ۱ سال پیش
  • حدیث افشارمهر | نویسنده رمان

    این اون نیست فقط اسماشون مشترکه

    ۱ سال پیش
  • مرضیه

    0

    این داستان خیلی مدوسا رو بدجنس نشون میده کاش مدوسا نقش مثبت داشت😭😭

    ۱ سال پیش
  • فاطی

    3

    در گوشه ترین قسمت قصر ایستاده ام و دارم قصه رو از نزدیک میبینم و لمس میکنم..عشق لرد عجیب در تک تک سلولهای لارا نفوذ کرده.عالی بود ممنون

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    خیلی عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • فیونا

    2

    یه پارت طولانی و زیبا...🫠🫶🏻 مطمئنی فقط به خاطر آسیب ندیدن خودت، نگران لارایی جناب لرد؟🤨

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    1

    🩶❤️💛🤍💙🤎🧡💜🩵💚

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️