پارت دوازده :

نیل‌رام دوباره پاسخ نداد و تنها صدای ناله‌هایش به گوش رسید. دوید و دوید تا آنکه از کوچه‌های زیادی عبور کرد. همچنان روی تخت وول می‌خورد و ناله می‌کرد. دوست‌هایش حسابی نگران بودند اما انگار دکتر هنوز منتظر بود. زیرا هیچ تلاشی برای بیدار کردن نیل‌رام نمی‌کرد، شاید می‌خواست بداند دخترک در کدام عالم سیر می‌کرد. به هر حال دیدن کیس های جدید نادر است. نیل‌رام دوید تا آنکه به طاق جادو رسید.

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت نقشه پارسه نهایی در رمان جادوی کهن جلد دوم - سحرآمیز نقشه پارسه نهایی
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • نیلوفر آبی

    0

    خیلی برای نیل رام ناراحتم پناه چرا حرفی نمیزنه وضعیت مشابه داره که ممنون خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    چون جادو مانع هست. قربونت عزیز دلم.

    ۱ سال پیش
  • آبی

    0

    (: و بالاخره... یادش اومد... چه خوابی برامون دیدی طاق جادو... برای نیلرام، عمیقا غمگینم... غم و درد، لونه کرده میون قلبم... انگار منم که عشقم رو از دست دادم و حالا، بالاخره میون واقعیت و خیال به یادش آوردم... منم که اون لحن غمگین و جدی رو با اون کلمات شنیدم... همه چیز عجیب و مشکوکه، زیاد...

    ۱ سال پیش
  • فاطمه سادات هاشمی نسب | نویسنده رمان

    یکم دیگه تحمل کن داریم به جای جذابش می رسیم.

    ۱ سال پیش
کپی شد!