رویای آشفته به قلم سمیه هرمزی
پارت هشتاد و نهم :
تمام تنش یخ زده است.وحشت از دیدار دوبارهی او زبانش را هم بند آورده است.چیزی در ذهنش فریاد میزند خون در راه است.همان خونی که بارها و بارها در رویاهای آشفتهاش دیده است.گاهی پایان زندگی با مقابله با ترس شروع میشود.ترسی که مدتهاست با تو بوده و سرانجام زخم کاریاش را میزند.به صدای «کثافت»گفتن شروین نگاهش در چشمان عسلی ترسناکش دو دو میزند.کاش کوروش نرفته بود.او که نباشد انگار شجاعØ
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۵۳۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

نسترن
0همه بیمارستانی شدن😔