ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت هفتم :
رامی تنها سری تکان داد و زیر نگاه خیرهی رازان، در ماشین را باز کرد و پیاده شد. نگاه رازان بدون پلک زدن خیره به او ماند، سردرگمی او که گیر کرده بود میان عالم حقیقی و خیال شب گذشته را از قدمهایش هم حس کرد که انگار در تلاش بود تلو نخورد؛ اما با همه می ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

آذر
2هومن ازین شخصیتاست فکر کنم که همش تو رو میخندونه. آخه نه ببین رفتارش رو تو این پارت😂 بچم عاشقه.