پارت بیست و ششم :

لبخند زورکی زدم،پاسخ دادم:
_شرمنده استاد، ترافیک بود! صندلی سی و نه هستم.
چیزی نگفت، فقط با سر اشاره کرد که زودتر جایم را پیدا کنم. با عجله خودم را روی صندلی پرت کردم و برگه امتحان را برداشتم. اولین سوال را که خواندم، مغزم لحظه‌ای از کار افتاد. انگار حروف، روی کاغذ می‌رقصیدند و هیچ‌چیز برایم معنی نداشت. تمام شب را بیدار مانده بودم، اما نه برای درس خواندن و حالا در دردسر بزرگی اف

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زری گلی

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • ...

    0

    😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه مهدیان | نویسنده رمان

    چرا؟؟

    ۸ ماه پیش
  • Sky

    2

    حسام ک معلومه میخواد از اتوسا حرف بکشه ک نزدیکش شده ولی فاز اتوسا رو درک نمیکنم😐 وات د فاز؟ فازت چس؟ پارتش غیرقابل درک بود

    ۹ ماه پیش
  • رقیه

    5

    آتوسا خیلی بیشعوره هنوز یک روز از مرگ رفیقش نگذشته داره با نامزد رفیقش لاس میزنه بعد به لنا میگه تو عسل برات مهم نیست و فلان یکی نیست بش بگه تو خودتو جم کن انتر خانم بعد مثل اینکه از همون اولا به نامزد عسل چشم داشته دختره آویزون🤢 از نویسنده محترم هم خیلی ممنونم تا اینجا رمان عالی بود👍🏻❤️

    ۱ سال پیش
  • الی

    2

    منم موافقم اتوسا به حسام چشم داره

    ۱ سال پیش
  • Zazan

    3

    بنظرم باید از اول به پلیس خبر میدادن

    ۱ سال پیش
  • المیرا

    1

    گل گفتی واققعا

    ۱ سال پیش
  • حافط

    0

    عالی بود وخیلی واقعی به نظر می رسید

    ۱ سال پیش
  • ستی

    8

    خانم مهدیان اصلا انتظار چنین پارتی رو نداشتم .این رفتار آتوسا و حسام در چنین مدت کوتاهی واقعا احمقانه ست و دور از انتظار امیدوارم پارت بعدی قابل باور باشه

    ۱ سال پیش
  • لایف

    3

    دقیقا نظر منم همین بود مگه میشه فورا حسام وآتوسا اوکی بشن با هم تو این مدت کم .. آتوسا عقلش کمه نه در اون حد که یه شبه گول بخوره .. کلا این پارت مسخره بود هیچیش طبیعی نبود با این پارت مسخره معلوم شد پارت بعدیش مسخره تر میشه و لنا و رایان عاشق هم میشنخخخ

    ۱ سال پیش
  • رسا

    0

    الان پارت 27و28اومد به نظر من کسی که اسید روی یک آدم بی گناه می ریزه قلبی برای تقدیم کردن به کسی ندارم ا اینم باید در نظر گرفت که ننوشته عاشقانه پس ممکنه اصلا عشق و علاقه ای برای آنان پیش نیاد

    ۱ سال پیش
  • رسا

    1

    خیلی راحت میتونست دوباره نقشه آش رو تکرار کنه ولی اسیدپاشی به نظرم خیلی غیر انسانیه و این نشون دهنده تغییرات که بعد مرگ عسل و دیدن جسدش روی لنا داشته

    ۱ سال پیش
  • ستی

    0

    لنا فقط داره گندکاری قاتل درست میکنه

    ۱ سال پیش
  • لایف

    5

    چقدر آتوسا گیج میزنه چقدر خره نمیدونه بعد از یک روز از مرگ عسل چرا حسام بهش میگه عشقم و اینم ب اون میگه عشقم ... واقعا این پارتش رو دوس نداشتم غیرواقعی و غیر طبیعی این دوتا باهم اوکی شدن لابد پارت بعدی هم لنا و رایان باهم اوکی میشن خخخ

    ۱ سال پیش
  • سارا

    0

    منم موافقم ولی رمان تازه شروع شده و من رمان دیگه ی این نویسنده رو هم خوندم فکر نمیکنم رایان و لنا بهم برسند فعلا در نظرم نویسنده داره شخصیت هارو معرفی میکنه

    ۱ سال پیش
  • المیرا

    0

    به نظرم نقشه حسام دقیقا همینه میخواد رایان نزدیک اما بشه تا بفهمه مواد کجاست

    ۱ سال پیش
  • .....

    7

    این حجم از خنگ بودن آتوسا قابل باور نیست

    ۱ سال پیش
  • المیرا

    0

    به نظر من اتوسا خنگ نیست زیادی عاشقه

    ۱ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!