پارت صد و بیست و سوم :

شهاب ماگ قوه رو به لباش نزدیک کرد:
- بهتره پرونده کانیا رو زیرو رو کنیم! اولویت با انگیزه‌های احساسیه. وقتی پای انتقام وسط باشه حد و حدود میانی وجود نداره.
ادامه دادم:
- یا صده یا صفر! برد یا باخت.
رخشا خیره به پرونده و درحال خوندن زیرلبیش برگشت سمت من و مایک:
- صبر کن؛ خواهرت... دورگه تایلندی-آمریکاییه! این یعنی... .
مایک:
- پدرم بعد از جدا شدن از مامانم رفت تایلند!

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۸۵۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Zahra

    0

    ❤️

    ۲ سال پیش
  • پرستو

    0

    خوب

    ۲ سال پیش
  • هانی

    0

    ❤️❤️❤️❤️🙏🥰

    ۲ سال پیش
  • آمینا

    0

    🤗🤝

    ۲ سال پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!