پارت شصت :

یک بوق و دو بوق گذشت تا جواب داد. پر انرژی گفتم:
- سلام سی...یعنی محمد.
محکم روی پیشانی‌ام کوبیدم. لعنتی! طول می‌کشید تا عادت کنم.
صدای آرامش در گوشی پیچید:
- سلام ماهی!
مثل تمام این چهل و اندی روز بی‌رمق بود. انرژی‌ام یکهو افتاد. اصلاً یادم رفت برای‌ چه با این همه ذوق و شوق تا اینجا دویدم. گوشی را از گوشم فاصله دادم و به اسمش نگاه کردم؛ چرا به سیاوش زنگ زدم؟ این همه آدم بودØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۳۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... سیاوش
تصویر شخصیت امید در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... امید
تصویر شخصیت ماهلین در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... ماهلین
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهره

    0

    از رو صفحه ی گوشی بوس میکردم بهش میگفتم دلم براش تنگ شده

    ۷ ماه پیش
  • هدی

    2

    والله از بچگی انشام افتضاح بود نویسندگی هنره و نویسنده هنرمند قلمتون پایدار

    ۱ سال پیش
  • مهدا

    2

    یه عمری بدون فکر جلو رفت و بعد فهمید چه خبره 🤣

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    3

    تازه ازدست نرگس خلاص شده بودیم الان نوبت سیا،ببخشیدمحمدشد😂😂😂

    ۱ سال پیش
  • هاوژین

    0

    سلام من تازه به رمان رسیدم 🥳ماهی خیلی شخصیت قویی داره افرین داره عاشقیشم بازم آفرین داره🤩نویسنده جان خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • Fafa30

    1

    سلام عزیزم... چقد خوبن این دوتا واقعا ترکیب قشنگی میشن

    ۱ سال پیش
  • فاطمه

    0

    عالی عالی ممنون بابت اطلاعات جالبی که داخل پارت ها میذارید

    ۱ سال پیش
  • فاطمه عطایی

    0

    با خوندن این پارت چیشام اکلیلی شدن

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    1

    💙🤍💛💚❤️🩵🤎🤎💜🧡🩶

    ۱ سال پیش
  • م

    1

    خیلی عالی بود خسته نباشید نویسنده عزیز 👏❤️🙏

    ۱ سال پیش
  • م

    1

    بالاخره این خنگ بازی ماهی یه جا بدرد خورد سیاوش واقعا شاد شد روحیه اش برگشت و میخواد برگرده سر کار و زندگیش اگه ماهی خواهر برادرشو راضی کنه قبل برگشتن خیلی خوب میشه

    ۱ سال پیش
  • علیرضا۲۷

    1

    دستت طلا فاطمه جان عالی بود. ببینم وقتی ماهی و سیا بهم رسیدن بازم ماهی نرگس رو لعنت میکنه🤣🤣🤣

    ۱ سال پیش
  • مهلا

    2

    💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜

    ۱ سال پیش
  • Hadis

    3

    عالی بود فاطمه جون خدا قوت❤️واقعا برای ماهی و سیاوش خوشحالم و مطمئنم که ماهی میتونه یه کاری کنه رابطه سیا و خانوادش از این وضع در بیاد

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    4

    🤣🤣🤣🤣🤣🤣عالی بود خسته نباشید ممنون

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️