پارت پنجاه و هشتم :

موبایلم که زنگ خورد، نگاه از چشمان مهربان سوفی گرفتم؛ امید بود. دستپاچه جواب دادم:
- الو امید! کجایی تو؟ چرا گوشیت رو جواب نمی‌دی؟
نفس‌نفس می‌زد:
- علیک سلام. جای سلام کردنته دختر؟ کجا می‌خواستی باشم؟ بالا کوه اونم سر و ته.
خندید:
- نمی‌دونی چه صحنه‌ی توپی شد ماهی. خودم کیف کردم. انقدر هیجان داشتا، به کارگردان گفتم...
میان کلامش دویدم:
- سیاوش کلی بهت زنگ زده، نفÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۵۴۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت سیاوش در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... سیاوش
تصویر شخصیت امید در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... امید
تصویر شخصیت ماهلین در رمان اسکار لوکس ترین خانه می رسد به... ماهلین
آخرین نظرات ارسال شده
  • م.م

    1

    چقدر سوفی قشنگ صحبت کرد. تو برای ارزشمند بودن نیازی به تأیید دیگران نداری

    ۱ سال پیش
  • A-a

    1

    وای آلبالو نگو دهنم آب افتاد....👏👏👏🙏🌹

    ۱ سال پیش
  • ساناز

    0

    🩶🤍💙❤️💚🩵🤎💜🧡💛

    ۱ سال پیش
  • اکرم بانو

    0

    حالا خوبه به ازای هربار عاشق شدنش نخواست البالو بخوره😂😂😂ضرب المثل خیلی خوب بود،چندتا فحشم یادشون بده ماهی😃😃😃🫣🫣🫣

    ۱ سال پیش
  • نیلوفر آبی

    0

    عالی بود ممنون خسته نباشید

    ۱ سال پیش
  • م

    3

    به بهترین نکته اشاره کرد سوفی بخصوص برای ما دخترا و خانم ها،اعتمادبنفس مهمترین چیزه اگه داشته باشیم دیگه نه نیاز به تایید دیگران داریم نه تکیه به دیگران،خداوند به هر کسی استعداد وقابلیت ها و زیبایی های بخصوص خودش رو داده ونباید خودمونو با دیگران مقایسه کنیم

    ۱ سال پیش
  • م

    1

    بیچاره ماهی بعد هفت صدبار حالا دیگه سخته تشخیصش براش عشق واقعی از توهم 🤔😁

    ۱ سال پیش
  • آمینا

    2

    یعنی ماهی همش منتظر بوده یکی عاشقش بشه.منم همینجوری بودم فکر میکردم هرکی نگام میکنه عاشقمه😅😅استاد خبردبد دادن ماهی جون.یعنی جوری خبر رو میده آب تو دلت تکون نمیخوره😅😅

    ۱ سال پیش
  • فاطمه ❤️

    3

    ممنون فاطمه عزیزم 😘 مثل همیشه بسیار عالی و زیبا بود. بودن صوفی و تد کنار ماهلین خودش موهبت براش🌟💜🌟💜

    ۱ سال پیش
  • نانی

    3

    خیلی قشنگیه این پارت ماهلین ورژن دخترونه حبیبه 😂😂 هر کی بهش سلام داده رو عاشقش شده😂🤦

    ۱ سال پیش
  • مهلا

    2

    💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜💜

    ۱ سال پیش
  • اسرا

    2

    بنظرم سخت ترین پارت نوشتن این چین پارتهاکه انگلیسی بعدترجمه فارسی بنویسی واینطورپارت طولانی نشون داده میشه🙏😘

    ۱ سال پیش
  • فاطمه علی آبادی | نویسنده رمان

    یعنی دارم سرتون کلاه می‌ذارم؟😅😅 چاره‌ای نیست باید طبیعی باشه ولی واقعاً ترجمه کردنش ازم وقت می‌گیره چون یه بار باید انگلیسی فکر کنم یه بار فارسی. می‌خوام طولانی‌تر بنویسم ولی واقعاً انرژیش رو ندارم. با این حجم از نظر و خوانش هم که... چی بگم؟🫠

    ۱ سال پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️